تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 472

مساهمون:

ص٤٧٢
59 / 8 - 2 2 . او آن خدايى است كه بيرون آورد آنانى را كه نگرويدند يعنى جهودان بنى نضير از اهل نامي توريت از سراهاى ايشان نزد مر نخستين برانگيختن و جلا كردن ايشان به سوى شام . گمان نبرديد نينديشيديد شما كه بيرون آيند بدين آسانى از خانه‌هاى خويش و گمان بردند و پنداشتند كه ايشان باز دارندهء ايشان است حصارهاى ايشان از عذاب خداى ، پس آمد ايشان را خداى عذاب خداى از آنجا كه چشم نداشتند و در افكند انداخت در دلهاى ايشان بيم را و ترس از مؤمنان ، ويران همىكنند خانه‌هاى خويش را به دستهاى خويش و دستهاى گروندگان ، پس عبرت گيريد از پى فرارويد اى خداوندان بيناييها بينيد كه كس با خداى پس نيايد ! 3 . و اگر نه بودى كه نوشت و حكم كرد خداى بر ايشان اين رفتن را از خان و مان هراينه عذاب شكنجه كردى ايشان را به شمشير مسلمانان در اين جهان نزديكتر و فروتر و مر ايشان راست در آن جهان بازپسين عذاب دوزخ . 4 . آنت عذاب به سبب اين كه ايشان خلاف كردند نساختند فرمان خداى را و فرمان پيغامبر او را و هر كه خلاف كند خداى را ، پس بدرستى كه خداى سخت عقوبت است . 5 . آن چه بريديد از خرمابنانى گوناگون يا گذاشتيد آن را بر پاى ايستاده بر بيخهاى آن پس بريدن آن به فرمان خداى است و تا كه رسوا كند بيرون آيندگان را از فرمان . 6 . و آنچه غنيمت داد بازگردانيد خداى بر پيغمبر خويش و بر شما هم [ 696 ] از ايشان جهودان پس نتاختيد ندوانيديد « 1 » بر آن از هيچ اسبانى و نه هيچ اشترانى و ليكن درياب كه خداى برگمارد پيغمبران خود را بر آن كه خواهد از دشمنان و خداى بر هر همه چيزى تواناست . 7 . آن چه غنيمت داد باز آورد خداى از مال بنى قريظه و بنى نضير بر اين پيغمبر خود از باشندگان دهها پس آن مر خدا راست و مر اين پيغمبر را و مر خداوند خويشى يعنى قرابتان رسول و مر آن بىپدران و مر درويشان مسلمان را و مر راه گذرى را تا نباشد دست به دست دادهء گردانده ميان توانگران از شما و آن چه داد آورد شما را پيغامبر از فرمان ، پس فرا گيريد آن را و آن چه بازداشت شما را از آن پس باز ايستيد و بترسيد از خداى بدرستى كه خداى سخت عقوبت است . 8 . مر آن درويشانى راست هجرت كنندگان آنانى كه اهل مكّه بيرون كرده شدند از سراهاى خويش و خواسته‌هاى خويش همىجويند افزونئ نيكويى از خداى و خشنودئ ، يارى مىكنند دين خداى را و دين پيغامبر او را ، اينان ايشان راست گويانند .
هامش
( 1 ) . م : « ندوانيدند »