41 / 24 - 15
15 . پس امّا عاديان قوم هود ، پس گردنكشى كردند در زمين به ناسزا و ناراست و گفتند : كيست سختتر از ما از جهت نيرو ؟
ا و نگه نكردند « 1 » و نديدند كه خداى آن خدايى است كه آفريد ايشان را او سختتر است از ايشان از جهت نيرو ؟ و بودند به نشانهاى ما كه انكار مىكنند مىكردند .
16 . پس فرستاديم بر ايشان بادى سرد سرد در روزهاى شومان و بدبختان تا بچشانيم ايشان را عذاب رسوايى خوارى را در اين زندگانى نزديكتر و فروتر و هراينه عذاب آن جهان بازپسين رسواتر و ايشان يارى كرده نمىشوند .
17 . و امّا قوم صالح ، پس راه نموديم ايشان را باز خوانديم ايشان را با حق ، پس دوست داشتند برگزيدند نابينايى و كورى را بر راه راست پس گرفت ايشان را بانگ رسندهء و كوبندهء عذاب خوار كننده خوارى [ 609 ] به آنچه بودند كه مىورزيدند و مىكردند .
18 . و رهانيديم آنانى را كه گرويدند و بودند كه مىپرهيزيدند از كفر و معاصى .
19 . و روزى كه برانگيخته شود دشمنان خداى به سوى آتش دوزخ ، پس ايشان بازداشته شوند تا اوّل و آخر جمع آيند .
20 . تا چون آيد آن را به دوزخ و به قيامت گواهى دهد بر ايشان شنوايى گوش ايشان و بيناييهاى و چشمها ايشان و پوستهاى هفت اندام ايشان به آنچه بودند كه همىكردند .
21 . و گويند مر پوستهاى خويش را ، چرا گواهى داديد بر ما ؟ گويند ما از خويشتن نگفتيم بل كه به سخن آورد ما را خداى آن خدايى كه به سخن آورد هر چيز را سخنگوى و او آفريد شما را نخستين بار و به سوى او بازگردانده شويد در روز قيامت .
22 . و نبوديد و نتوانستيد كه پنهان شويد از اعضاى خويش ازين كه گواهى دهد بر شما شنوايى گوش شما و نه بيناييهاى چشمهاى شما و نه پوستهاى اندامهاى شما و ليكن درياب پنداشتيد كه خداى نمىداند بسيارى را از آنچه مىكنيد همىكرديد .
23 . و آنتان گمان انديشه شما آنى كه گمان برديد انديشه كرديد به پروردگار خويش ، هلاك كرد شما را آن گمان پس گشتيد از جملهء زيانكاران .
24 . پس اگر صبر شكيب كنيد ، پس آتش جايگاه است مر ايشان را و اگر بازگشتن خواهند به آشتى به دار دنيا پس نيستند ايشان از جملهء بازگردانيدگان به آشتى به دار دنيا .
هامش
( 1 ) . م : « نه نگه نكردند »