تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
39 / 46 - 38 38 . و هراينه اگر پرسى ايشان را كه ، كه آفريد آسمانها را و زمين را ؟ هراينه كه گويند : آفريد خداى . بگو يا محمد ، ا پس ديديد آنچه مىخوانيد به خدايى و مىپرستيد از فرود خداى چون بتان ؟ اگر خواهد مرا خداى به گزندى را ، هيچ هستند ايشان بازدارندگان وابرندگان گزند او را يا اگر خواهد او مرا به بخشايشى و نيكوداشتى ، هيچ هستند ايشان بتان باز دارندگان نگاه دارندگان بخشايش او را ؟ بگو اى محمّد ، بسندهء من است خداى ، برو كار باز گذارد كار باز گذارندگان . 39 . بگو يا محمّد ، اى گروه من ! كار كنيد بر جايگاه‌هاى خويش در كوشيدن هلاك من كه من كار كننده‌ام و كوشنده در نجات شما پس زودا كه دانيد . 40 . كيست كه آنى را كه آيد او را عذابى [ 590 ] كه رسوا كند و خوار و هلاك كند او را و فرود آيد برو عذابى پيوسته دائم . 41 . بدرستى كه ما فرو فرستاديم بر تو اى محمّد اين نامه را براى مردمان را به سزا و درست ، پس هر كه راه يافت يابد پس مر تن او را سود دارد و هر كه گمراه شد پس هراينه گمراه شود شد بر آن تن خويش و او را زيان دارد و نيستى تو اى محمّد بر ايشان هراينه گماشته و نگاه‌بان . 42 . خداى بردارد و تمام ستاند جانها را هنگام مرگ آن و آنى كه نمرد و برگيرد آن جان را كه نمرده باشد در خواب خويش ، پس نگاه دارد آن جانها را كه اندازه كرد بر آن مرگ را و باز فرستد ديگر جانها را چون از خواب بيدار شوند تا هنگام زدى نام برده شده ، بدرستى كه در آنت است هراينه نشانهاى مر گروهى را كه درانديشند در بعث . 43 . يا فرا گرفتند از فرود خداى خواهش كنندگان را چون فرشتگان و بتان . بگو ، ا و اگر چه بودند باشند بر اين صفت ازيشان شفاعت اميد مىدارند « 1 » كه نتوانند پادشاهى ندارند هيچ چيزى را و هيچ ندانند . 44 . بگو يا محمّد ، مر خداى راست به خواهش كردن همه ، مرو راست پادشاهى آسمانها و زمين باز پس به سوى او بازگردانيده شويد . 45 . و چون ياد كرده شود خداى به يگانگى تنها او ، بر مد نفرت و كراهت و اعرضت « 2 » دلهاى آنانى كه نگروند به آن جهان بازپسين و چون ياد كرده شود آنانى كه هستند از فرود او چون بتان ناگاه در حال ايشان همىشاد شوند و بيارامند . 46 . بگوى ، اى بار خداى اى نو آفرين « 3 » . . . اى داناى نهان و آشكارا ! تو داورى كنى در ميان [ 591 ] بندگان خويش در آنچه بودند در آن كه به هم مىساختند .
هامش
( 1 ) . م : « مىداريد » ( 2 ) . م : « اغرضت » ( 3 ) . م : ناخوانا