تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
33 / 72 - 61 61 . نفرين كرده شدگان هر جا كه يافت شوند گرفته شوند و كشته شوند كشته شدنى بسيار . 62 . نهاد خداى در آنانى كه گذشتند از پيش و نيابى مر نهاد خداى را دگرگون كردنى . 63 . همىپرسد ترا مردمان از رستخيز . بگوى ، هراينه هراينه دانش آن نزد خداى است و چه دانا كرد ترا شايد كه [ 544 ] رستخيز باشد نزديك . 64 . بدرستى كه خداى دور كرد از رحمت ناگروندگان را و آماده كرد مر ايشان را آتش افروخته . 65 . جاويدان در آن هميشه ، نيابند هيچ دوستى و نه هيچ يارىگرى . 66 . آن روز گردانيده شود رويهاى ايشان را در آتش ، همىگويند ، اى كاشكى ما فرمان برديمى خداى را و فرمان برديمى پيغمبر را . 67 . و گفتند : اى پروردگار ما ! بدرستى كه ما فرمان برديم مهتران خويش را و بزرگان خويش را ، پس گم گردانيدند ما را راه را . 68 . پروردگار ما ! بده ايشان را دوباره از عذاب و بنفرين ايشان را نفرين بزرگ . 69 . اى آنانى كه گرويدند ! مباشيد همچو آنانى كه بيازردند رنجانيدند موسى را ، پس بيزار گردانيد پاك كرد او را خداى از آنچه گفتند ايشان و بود موسى نزد خداى روى شناس شكوه‌مند و گرامى . 70 . اى آنانى كه گرويدند ! بپرهيزيد از خداى و گوييد سخن درست و راست لا إله الّا اللّه . 71 . بسامان كند براى شما كردارهاى شما و بيامرزد مر شما را گناهان شما را . و هر كه فرمان برد خداى را و پيغمبر او را پس بدرستى كه فيروزى يافت برست فيروزى يافتنى بزرگ . 72 . بدرستى كه ما عرضه كرديم نموديم امانت را اين زينهارى را بر آسمانها و بر زمين و بر كوهها پس سرباز زدند نخواستند « 1 » كه فراپذيرند كه برگيرند آن امانت را و ترسيدند از آن امانت و برگرفت آن را مردم ، بدرستى كه او بود آدمى ستم‌گر بر خود [ 545 ] نادان به عاقبت آن .
هامش
( 1 ) . م : « بخواستند »