تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
29 / 38 - 28 28 . و ياد كن لوط را ، چون گفت مر گروه خويش را : ا بدرستى كه شما هراينه مىآيد مىآييد همىكنيد آن كار زشت را پليدكارى را ؟ پيشى نگرفت شما را به آن هيچ كسى از جهانيان . 29 . ا بدرستى كه شما هراينه مىآييد مىكنيد مردان را به لواطه و مىبرّيد راه نسل را همىزنيد راه را و مىآييد و همىكنيد در انجمن خويش آن زشت و ناشايسته را ؟ پس نبود پاسخ گروه او مگر كه گفتند : بيا ما را بيار به ما به عذاب خداى اگر هستى تو از جملهء راست‌گويان در وعدهء عذاب . 30 . گفت لوط : پروردگار من ! يارى ده مرا بر گروه تباه‌كاران . 31 . و چون آمد آورد فرستادگان ما ابراهيم را به مژده دادن ، گفتند كه ما نيست كنندگان باشندگان اين دهيم شهر كه باشندگان اين ده هستند ستمكاران . 32 . گفت ابراهيم رسولان را : بدرستى كه در آن ده است لوط كه پيغمبر است . گفتند : ما داناتريم كه كيست به آنى كه در آن است ، هراينه كه برهانيم او را و كسان او را مگر زن او را كه هست او از جملهء ماندگان در عذاب . 33 . و چون كه آمد فرستادگان ما لوط را ، اندوه‌مند شد به سبب ايشان و تنگ شد به سبب ايشان از جهت دل و گفتند ايشان او را : مترس و اندوه‌مند مشو كه ما رهانندگانيم ترا و كسان ترا مگر زن ترا كه هست او از جملهء ماندگان در عذاب و گذشتگان در حكم خداى . 34 . بدرستى كه ما فرو آيندگانيم [ 510 ] بر باشندگان اين ده عذابى را از آسمان به آنچه بودند كه بيرون مىآمدند . 35 . و هراينه هراينه گذاشتيم از آن ده نشانى و عبرتى روشن مر گروهى را كه خرد دارند . 36 . و فرستاديم به سوى اهل مدين برادر ايشان را شعيب را ، پس گفت شعيب : اى گروه من ! بپرستيد خداى را و بترسيد و اميد داريد از روز واپسين و تباهى مكنيد و مشويد در زمين تباهى كنندگان در كيل و وزن . 37 . پس به دروغ داشتند او را پس گرفت ايشان را لرزه در اندامها ، زلزله ، پس گشتند در سراى خويش افتاده‌گان فرو مرده . 38 . و ياد كن گروه هود را و گروه صالح را و بدرستى كه پديد آمد روشن مر شما را از آرامگاههاى ايشان ، حال ايشان ، و آراست مر ايشان را ديو كارهاى ايشان را ، پس بگردانيد بازداشت ايشان را از آن راه راست و بودند بينايان و زيركان و ليكن بر ضلالت بودند .