تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
23 / 35 - 24 24 . پس گفت آن سران مهتران آنانى كه نگرويدند از گروه او : نيست اين نوح مگر آدمئ همچو شما ، همىخواهد كه افزونى نهد خويشتن را بر شما . و اگر خواستى خداى هراينه فرو فرستادى فرشتگانى . نشنويديم به اين كه نوح مىآرد و مىگويد در ميان سخن پدران ما پيشينگان . 25 . نيست او يعنى نوح مگر مردى كه به اوست ديوانگى ، پس چشم داريد او را تا هنگامى يعنى بينيد كه ازين باز ايستد و ازو مينديشيد تا كه بميرد . 26 . گفت نوح : اى پروردگار من ! يارى ده مرا به آنچه دروغ داشتند مرا . 27 . پس پيغام كرديم به سوى او كه بساز كشتى را به ديدار ما و به پيغام ما و فرمان ما ، پس چون بيايد فرمان ما اندر هلاك قوم تو . و بر جوشد آن تنور فعول لا تفعول ، پس در آر با خود در آن كشتى از هر همه نرى و مادهء دو را و كسان خويش را نيز اندر كشتى آر مگر آنى كه پيش رفت برو گفتار حكم ما به هلاك ازيشان يعنى كنعان و زن كه او را بود منافقه . و سخن مگوى به شفاعت با من در كار آنانى كه ستم كردند كافر شده‌اند كه ايشان غرقه كردنيانند . 28 . پس چون راست بايستى تو و آنانى كه با تواند بر آن كشتى ، پس بگو ، سپاس و ستايش مر خداى راست آنى كه برهانيد ما را از آن گروه ستمكاران يعنى كافران . 29 . و بگوى ، اى پروردگار من ! فرود آر مرا جاى فرود آمدنى خجسته و تو بهترين فرو آرندگانى . 30 . بدرستى كه در [ 434 ] اين است هراينه حجّتها و بدرستى كه به معنى قد بود بوديم و هستيم هراينه آزمايندگان . 31 . باز پس بيافريديم از پس ايشان گروهى گروه‌هاى ديگران . 32 . پس فرستاديم در ميان ايشان پيغمبرى هم از ايشان يعنى هود را به قوم او كه بپرستيد خداى را كه نيست شما را هيچ خدايى جز او . ا پس نمىترسيد ؟ 33 . و گفت مهتران از گروه او آنانى كه نگرويدند و به دروغ داشتند به ديدن آن جهان و به ناز پرورديم و كامرانى داديم ايشان را در اين زندگانى نزديكتر نخستين يعنى فراخ گردانيديم بر ايشان نعمت و راحت دنيا ، نيست اين مگر آدمئ مانند شما ، همىخورد از آنچه مىخوريد شما ازو و مىآشامد از آنچه مىآشاميد شما . 34 . و اللّه كه اگر فرمان بريد آدمئ را مانند شما همچو خويشتن بدرستى كه شما آنگاه هراينه زيان‌كاران باشيد . 35 . ا وعده مىدهد شما را كه شما چون بميريد و گرديد خاكى و استخوانهاى از گوشت خالى كه شما بيرون آورده‌شدگان باشيد از گور .