تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
22 / 52 - 41 41 . آنانى كه اگر جاىگير گردانيم ايشان را در زمين ، به پاى دارند نماز را و بدهند زكات را و بفرمايند به نيكويى يعنى به توحيد و طاعت و بازدارند از زشتى ناشناخته و ناشايسته و مر خداى راست سر انجام كارها يعنى بازگشت كارها به او بود . 42 . و اگر به دروغ دارند ترا اى محمّد ! پس هراينه به دروغ داشت پيش ايشان يعنى اصحاب پيغمبر ( ص ) گروه نوح نوح را و عاد هود را و ثمود صالح را . 43 . و گروه ابراهيم و گروه لوط لوط را . 44 . و باشندگان خداوندان شهر مدين شعيب را و به دروغ داشته شد موسى پسر عمران پس روزگار دادم مر آن ناگروندگان را ، باز پس بگرفتم و عقوبت كردم ايشان را به هلاكت پس چون بود بنگر كه چگونه بود انكار من و عقوبت من بريشان به عذابها . 45 . پس چندا از دهى و شهرى كه نيست كرديم آن را و او بيداد و ستمكار بر تن خويش پس او بناهاى آن افتاده بر كاژهاى خويش و چاهى بيكار مانده خالى گذاشته و كوشكى برداشته و افراشته و به گچ كرده . 46 . ا پس هيچ نرفتند در [ 426 ] زمين ، پس باشد مر ايشان را دلهاى كه بدانند پند را به آن يا گوشهاى كه بشنوند نصيحت را به آن ؟ پس هراينه قصه اين است كور نگردد چشمها و ليكن كور همىگردد آن دلها آنى كه در سينه‌هاست . 47 . آنگه در جواب نضر بن الحارث فرو فرستاد و گفت و همىشتابند ترا به عذاب و هرگز ديگر نكند خداى وعدهء خويش را به عذاب و هراينه روزى نزد پروردگار تو ، چون هزار سال است از آنچه همىشماريد از روزهاى اين جهان . 48 . و چندا از دهى و شهرى كه روزگار دادم مر آن را و آن بيداد و ستمكار ، بازپس بگرفتم آن را به عذاب و عقوبت و به سوى من است بازگشت . 49 . بگو يا محمّد ، اى شما كه مردمانيد ! هراينه من مر شما را بيم كننده‌ام آشكار از خداى . 50 . پس آنانى كه گرويدند به خداى و كردند كردارهاى خوب ، مر ايشان راست آمرزشى و روزى چنان كه خواهد بزرگوار خوب . 51 . و آنانى كه كوشيدند در نشانها و حجّتهاى ما درمانده‌كنندگان انبياى ما ، اينان باشندگان دوزخ آتش بزرگ . 52 . و نفرستاديم از پيش تو يا محمّد هيچ فرستادهء و نه هيچ پيغمبرى مگر چون برخواندى در افكندى ديو در خواندن اندر سخن او ، پس برداشتى خداى آنچه را كه درافكند ديو . بازپس درست كند خداى حجتهاى خويش و خداى داناست درست‌كار به حكم خويش جدا كند حجت از شبهت .