تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
18 / 18 - 9 10 . چون پناه گرفت جوانان به غار ، پس گفتند : پروردگار ما ! [ بد ] ه ما را از نزد خويش بخشايشى و بساز براى ما از كار ما راستى . 11 . پس زديم بر [ 369 ] گوشهاى ايشان در غار سالها شمرده . 12 . باز پس برانگيختيم ايشان را تا دانيم كدام دو گروه شمارنده‌تر مر آنچه را درنگ كردند سر انجامى . 13 . ما گوييم بر تو آگاهى ايشان به سزا و راست ، بدرستى كه ايشان جوانانىاند گرويدند به پروردگار خويش و افزوديم ايشان را رهنمودنى . 14 . و بستيم بر دلهاى ايشان چون برخاستند « 1 » ، پس گفتند : پروردگار ما پروردگار آسمانهاست و زمين ، هرگز نخوانيم از فرود او خدايى هراينه گفتيم آنگاه دور . 15 . اينان ، گروه مااند فراگرفتند از فرود او خدايانى چرا نمىآيند بر ايشان به حجّتى پيدا ؟ پس كيست ستمكارتر از آنى كه فرابافت بر خداى دروغى را ؟ 16 . و چون جدا شديد از ايشان و آنچه همىپرستند مگر خداى ، پس پناه گيرند به غار بگستراند براى شما پروردگار شما از بخشايش خويش و سازد براى شما از كار شما برگى و نوايى . 17 . و بينى آفتاب را چون بر آيد همىگرايد از غار ايشان سوى راست و چون فرو شود ببرّد ايشان را سوى چپ و ايشان در فراخى از آن ، آنت از نشانهاى خداى [ 370 ] هر كه [ را ] راه نمايد خداى پس او راه‌يافته و هر كه [ را ] گمراه كند پس هرگز نيابى براى او دوستى راه نماينده . 18 . و پندارى ايشان را بيداران و ايشان خفته‌گانند و مىگردانيم ايشان را سوى راست و سوى چپ و سگ ايشان گستراننده دو بازوى خويش را به در . اگر فرو نگرى بر ايشان هراينه برگردى از ايشان گريزان و هراينه پر گردانيده شوى از ايشان ترس .
هامش
( 1 ) . م : « برخواستند »