تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
14 / 21 - 13 13 . و گفت آنانى كه نگرويدند مر فرستادگان خويش : هراينه بيرون كنيم شما را از زمين ما يا هراينه باز آييد در كيش ما . پس پيغام داد به ايشان پروردگار ايشان هراينه نيست كنيم ستمكاران را . 14 . و هراينه آرام دهيم شما را در زمين از پس ايشان ، آنت مر آنى را كه ترسيد از ايستادن من و ترسيد از بيم كردن من . 15 . و يارى خواستند و نوميد شد هر گردن كشى ستيهندهء . 16 . از پس وى است دوزخ [ 322 ] و داده شود از آبى زرداب . 17 . فرو كشد او را به گلو به دشوارى و نزديك نبود كه بگوارد آن را و آيد او را مرگ از هر جايى و نيست او هرگز مرده و از پس اوست عذابى درشت . 18 . داستان آنانى كه نگرويدند به پروردگار خويش ، كردارهاى ايشان چون خاكسترى است سخت شد به آن باد در روزى سخت باد ، نتوانند از آنچه ورزيدند بر چيزى . آنت آن گمراهى دور . 19 . ا نديدى كه خداى آفريد آسمانها را و زمين را به راستى ؟ اگر خواهد ببرد شما را و آرد آفريدهء نو . 20 . و نيست آنت بر خداى هرگز دشوار . 21 . و بيرون آمدند مر خداى را همه ، پس گفت سستان مر آنانى را كه گردن كشى كردند : بدرستى كه ما بوديم مر شما را پىروان ، پس هيچ هستيد شما بىنياز كنندگان از ما از عذاب خداى از چيزى ؟ گفتند : اگر راه نمودى ما را خداى هراينه راه نموديمى شما را ، برابر است بر ما ا دلتنگى كنيم يا شكيب كرديم ، نيست ما را از رستگارى .