تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
11 / 33 - 25 25 . و بدرستى كه فرستاديم نوح را و او صد ساله بود به گروه خويش : بدرستى كه من مر شما را بيم كننده‌ام آشكار . 26 . كه مپرستيد مگر خداى را . بدرستى كه من همىترسم بر شما از عذاب روزى دردناك . 27 . پس گفت سران و مهينان آنانى كه نگرويدند از گروه او : نمىبينيم ترا مگر آدمئ مانند ما و ن [ 279 ] مىبينيم ترا كه پىروى كرد كردند مگر آنانى كه ايشان فرومايگان مااند آشكارا نخست انديشه و نمىبينيم شما را بر ما از هيچ افزونى نه كه گمان مىبريم شما را دروغ‌گويان . 28 . گفت نوح : اى گروه من ! ا هيچ ديديد چه بينيد اگر باشم بر حجّتى روشنى از پروردگار من و داد داده باشد مرا بخشايشى نبوّتى از نزدش ، پس پوشيده شد بر شما ؟ ا به زور چفسانيم ا به ستم در توانيم يا بايند شما آن را يعنى نكنيم آن و شما مر آن را دشوار دارندگانيد ناخواهان ؟ 29 . و اى گروه من ! در نمىخواهم از شما بر آن رسانيدن پيغام هيچ خواستهء ما را . نيست مزد من مگر بر خداى و نيستم من هرگز رانندهء آنانى كه گرويدند ، بدرستى كه ايشان بازرسندگان پروردگار خويشند به قيامت ايشان را جزا دهد و ليكن من همىبينم شما را گروهى كه نادانى مىكنيد . 30 . و اى گروه من ! كه يارى دهد نگاه دارد مرا از خداى اگر رانم ايشان را ؟ ا پس نه ياد داريد نه در انديشيد . 31 . و نگويم مر شما را نزد من است گنج خانه‌هاى خداى و نيز نه مىدانم ناپيدا را و نيز نه مىگويم كه من فرشته‌ام و نيز نه مىگويم مر آنانى را كه خوار دارد چشمهاى شما كه هرگز ندهد ايشان را خداى نيكئ ، خداى داناتر است به آنچه هست در دلهاى ايشان بدرستى كه من آنگاه باشم هراينه از جملهء ستمكاران . 32 . گفتند كافران : اى نوح ! بدرستى كه پيكار كردى با ما پس بسيار كردى پيكار كردن به ما ، پس آى آر ما را به آنچه وعده همى . . . ما را از عذاب اگر [ 280 ] هستى از جملهء راست‌گويان . 33 . گفت نوح : هراينه آرد شما را آن را خداى اگر خواهد و نيستيد شما پيشى گيرندگان بر خداى نتوانيد ازو گريختن .
القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 188 | كتاب الله تبارك وتعالى / مجهول ، قرن دهم