تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
11 / 24 - 16 16 . اينان آنانىاند كه نيست مر ايشان را در آن جهان بازپسين مگر آتش و نيست شد و بىبر آنچه كردند در آن دنيا و ناچيز و تباه آنچه بودند كه همىكردند . 17 . ا پس آنى كه بود بر هويدايى حجّتى از پروردگار خويش و مىخواند او را گواهى ازو و از پيش او نامهء موسى پيش روى و بخشايشى ؟ اينان همىگروند باور دارند به او و هر كه نگرود به او از گروهها ، پس آتش وعده‌گاه اوست ، پس مباش در گمانى ازو . بدرستى كه او راست است از پروردگارت و ليكن درياب بيشتر مردمان نمىگروند . 18 . و كيست ستمكارتر از آنى كه فرابافت بر خداى دروغى را ؟ اينان عرضه كرده و نموده شوند بر پروردگار خويش و گويند گواهان ، فرشتگان و رسولان اينان آنانىاند كه دروغ گفتند بر پروردگار خويش . آگاه باش كه نفرين خداى هست بر ستمكاران . 19 . آنانى كه روى مىگردانند باز دارند خلق را از راه خداى و همىجويند [ 278 ] كژى را و ايشان به آن جهان بازپسين ايشان ناگروندگانند . 20 . اينان نباشند بيچاره يابندگان در زمين خداى را و نبود مر ايشان را از فرود خداى هيچ از دوستانى يارىگرانى ، افزوده شود و ته برته كرده براى ايشان آن عذاب دوزخ . نبودند كه توانند شنويدن حق را و نبودند كه بديدندى حق را . 21 . اينان آنانىاند كه زيان كردند از جهت تنهاى خويش و گم شد از ايشان آنچه بودند كه فرا مىبافتند . 22 . حقا كه ايشان در آن جهان ايشان زيان‌كارترانند . 23 . بدرستى كه آنانى كه گرويدند و كردند شايسته‌ها از كارها و فروتنى كردند به پروردگار خويش ، اينان خداوندان باشندگان بهشت‌اند ايشان در آن بهشت جاويدان . 24 . داستان اين دو گروه مؤمنان و كافران چون مثل نابيناست و كر و بينا و شنوا هيچ برابر شوند و يكسان از جهت داستان بمانندى ا پس نينديشند هيچ پند نگيرند « 1 » .
هامش
( 1 ) . ظ : « نينديشيد هيچ پند نگيريد »