9 / 129 - 127
127 . و چون كه فرو آورده شد سورهء كه در آن مثالب و معائب منافقان است نگرد برخى ايشان به سوى برخى كه هيچ مىبيند شما را از هيچ كس ؟ باز پس بازگرداند . بازگرداناد خداى دلهاى ايشان را از حق به سبب اينكه ايشان گروهىاند كه در نمىيابند حق را .
128 . هراينه آمد شما را فرستادهء از تنهاى شما ، يعنى آدمى دشوار و سخت است برو آنچه رنجور شديد ، گنهكار گرديد آز آور است بر گرويدن شما ، به گروندگان مهربان است به شفاعت بخشاينده به شفقت .
129 . پس اگر برگردند از گرويدن ، پس بگوى بسندهء من است خداى نه هيچ خداى مگر او ، برو كار بازگذاشتم و او پروردگار خداوند آن تخت است بزرگوار يعنى آن عرش است
يونس ، مكّى ، 109 آيه
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم 10 / 3 - 1
1 . منم خداى مىبينم انا اللّه آرى اينت سوره آيتهاى سخنها اين نامهء است درست و راست .
2 . ا هست بود مر مردمان مكّه را شگفتى كه پيغام كرديم به سوى مردى هم از ايشان كه بيم كن مردمان را و مژده ده آنانى را كه گرويدند كه مر ايشان راست پايهگاه راستى نزد پروردگار خويش ؟ گفت ناگروندگان : بدرستى كه اين [ 257 ] هراينه جادويى است روشن پيدا و هويدا .
3 . بدرستى كه پروردگار شما خداست آنى كه آفريد آسمانها را و زمين را در شش از روزها پس قصد كرد استوا كرد بىچون و بىچگونه بر آفريدن عرش همىسازد كار را . نيست هيچ خواهشگرى مگر از پس دستورى دادن او . آنتان خداست پروردگار شما پس بپرستيد به يگانگى او را ا پس نه هيچ پند پذيريد « 1 » انديشه كنيد كه بت خدايى را نشايد ؟
هامش
( 1 ) . م : « پذيرند »