تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
9 / 18 - 10 10 . نگاه نمىدارند در هيچ گروندهء هيچ سوگندى حق خويشى و نه هيچ پيمانى و اينان ايشان گذرندگانند از اندازه . 11 . پس اگر بازآيند توبه كنند و به پاى دارند نماز را و بدهند به مستحق پاكئ خواسته را ، پس ايشان برادران شمااند درين كيش اسلام و همىپديد كنيم و جدا نشانها حجّتها را مر گروهى را كه همىدانند . 12 . و اگر بشكنند سوگندها و عهدهاى خويش را از پس بستن پيمان خويش و عيب كنند درين كيش شما كه محدث است پس كشش كنيد با پيشوايان كفر [ نا ] گروندگى و كافرى از آنكه بحقيقت ايشان نه سوگندى مر ايشان را تا مگر ايشان باز ايستند از طعن . 13 . ا كشش نمىكنيد با گروهى كه شكستند سوگندهاى خويش را و آهنگ كردند به بيرون كردن اين پيغامبر از مكّه و ايشان آغاز كردند به جنگ نخستين بار ؟ ا همىترسيد از ايشان ؟ پس خداى سزاوارتر به اين كه بترسيد ازو اگر هستيد گروندگان . [ 233 ] 14 . كشش كنيد ايشان را ، عذاب دهد يعنى بكشد ايشان را خداى به دستهاى شما و رسوا كند ايشان را و خوار و يارى دهد شما را بر ايشان و خوش گرداند به كند دلهاى سينه‌هاى گروهى را گروندگان . 15 . و ببرد خشم گرمى دلهاى ايشان و بازگردد توبه دهد خداى بر آنى كه خواهد و خداى داناست درست‌كار . 16 . يا پنداشتيد كه ايمان آورديد كه گذاشته شويد بىجهاد و قتال و ندانست هنوز خداى آنانى را كه كوشش كردند از شما و نگرفتند از فرود خداى و نه از پيغامبر و نه ازين گروندگان دوست نهانى كه با ايشان سرّ مسلمانان گويند . و خداى آگاه است به آنچه همىكنند . 17 . نبود مر انبازآرندگان را كه آبادان . . . مزگت‌هاى خداى ، گواهان بر تنهاى خويشتن به ناگروندگى . اينان نيست شد كارهاى ايشان و در آتش ايشان جاويد ماندگانند . 18 . هراينه هراينه آبادان كند مزگت‌هاى خداى را آنى كه گرود به خداى و روز بازپسين و به پاى داشت نماز را و داد حق خداى را از خواسته و نترسيد مگر از خداى . پس شايد اينان كه باشند از جملهء راه‌يابندگان .