تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم (فارسى) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
7 / 169 - 163 163 . و بپرس ايشان را از آن ده شهر ايلهء قوم داود آنى كه بود نزديك كنار دريا ، آنگاه كه در مىگذشتند از اندازه در حكم روز شنبه چون كه مىآمد ايشان را ماهيهاى ايشان روز آسودن شنبه ايشان آشكارا و به انبوهى و آن روزى كه شنبه نكردندى نيامدى نيامدندى ايشان را ماهيهاى ايشان همچنانت آزمون همىكنيم ايشان را به سبب آنچه بودند كه بيرون مىآمدند از فرمان خداى . 164 . و چون كه گفت گروهى از ايشان : چرا پند همىدهيد گروهى را كه خداى نيست كنندهء ايشان است نيست كنندهء است ايشان را يا عذاب كنندهء ايشان را عذابى سخت ؟ گفتند : پوزشى اين عذر پيدا كردنى است به سوى پروردگار شما و تا مگر ايشان بپرهيزند و بترسند از گرفتن ماهى . 165 . پس چون كه فراموش كردند و گذاشتند آنچه پند داده شدند به آن برهانيديم آنانى را كه باز مىداشتند از آن بدى و گرفتيم آنانى را كه ستم كردند به عذابى سخت بد يعنى جوانان را كپّى گردانيديم و پيران ايشان را خوك به آنچه بودند كه بيرون مىآمدند از فرمان . 166 . پس چون درگذشتند از قبول آنچه بازداشته شدند ازو ، گفتيم مر ايشان را : باشيد كپّيان خواران و دوران از رحمت خداى . 167 . و ياد كن چون آنگاهى را آگاهى داد پروردگار تو كه هراينه بفرستد او بر ايشان تا روز رستخيز آنى را كه و آن كس مصطفى است و امت او رساند ايشان را بدى سختى عذاب تكليف همىكند يعنى جزيه ستدن به خوارى . بدرستى كه پروردگارت هراينه زود عقوبت است و بدرستى كه او هراينه آمرزگار است [ 211 ] بخشاينده . 168 . و بپراكنديم ايشان را در روى زمين گروه گروه ازيشانند شايسته‌گان يعنى ايمان آورديد به عيسى و محمّد و از ايشانند فرود جز آن يعنى كافران ، و آزمون كرديم ايشان را به نيكوييها به نعمت و عافيت و آسانى و بديها و تنگى و سختى تا مگر ايشان بازگردند به حق سوى طاعت . 169 . پس از پى درآمد در رسيد از پس ايشان از پى درآيندگان فرزندان بد ، ميراث گرفتند يافتند از پدران آن نامه ر « 1 » ، همى گيرند كالاى متاع اين جهان نزديكتر و فروتر را و همىگويند : خود كه زود آمرزيده شود آمرزند ما را . و اگر آيد ايشان را كالاى متاع مانند آن همچندان همىگيرند آن را ا گرفته نشد بر ايشان پيمان در آن نامه كه نگويند بر خداى مگر سزا و راست و درست و برخواند برخواندند آنچه هست درو ؟ و سراى بازپسين بهتر است مر آنانى كه بپرهيزند از شرك ا پس خرد نداريد كه بهشت بهتر است ؟
هامش
( 1 ) . نامه ر - نامه را