مثروديطوس : اندروماخس گويد كه مؤلّف آن اقليمون است به جهت پادشاه روميه كه مسمّى به همين اسم بوده تركيب نموده و از ترياق اكبر بسيار مقدّمتر است و در رفع سموم نايب مناب ترياق فاروق است و در رفع علل بعضى بهتر از ترياق فاروق دانستهاند و در جميع خواص مذكوره در ترياق مثل اوست و در تحليل سدّه و اورام صلبه و آنچه در مفاصل باشد و تحريك باه اقوى از اوست و به حرارت او نيست و قوّت او تا دوازده سال باقى است و طريق ساختن و استعمال و قدر شربت آن مثل ترياق اكبر است . ( تحفه حكيم مومن )
مثقال : واحد وزن ، مثقال شرعى برابر 48 / 3 گرم و مثقال معمولى حدود 5 گرم است . ( لغتنامه انتهاى كتاب الاغراض ، تصحيح استاد تاجبخش ، چاپ انتشارات دانشگاه تهران )
مراق : لايه خارجى پرده صفاق .
مرق : شوربا و آن چيزى است كه با گوشت پخته شود .
مزلق : هرچه ترطيب و تليين سطح عضو به حدّ لغزندگى كند تا آنچه در آن محتبس باشد به حركت او حركت نمايد مثل آلوى بخارا . ( مخزن الادويه )
مزاج : كيفيتى است كه از تفاعل كيفيات متضاده موجود در عناصر حادث مىشود ( بحر الجواهر ) . اجتماع عناصر اربعه بعضى با بعضى ديگر بر وجهى كه آن اجسام تفاعلى كنند بهواسطه كيفيات متضاده تا حدى كه حاصل شود از ايشان كيفيتى متوسط متشابه در جميع اجزاء . ( قطب الدين شيرازى به نقل از فرهنگ علوم عقلى ) . كيفيتى است كه از تأثير كيفيات عناصر اربعه در بدن آدمى پديد آيد : « و اگر دو كيفيت با يكديگر باز كوشند و هريك اندر گوهر يكديگر اثر كنند و گوهر هر دو از حال بگردد آن را استحالت گويند و بدين استحالت قوت هر دو شكسته شود و كيفيتى ميانه پديد آيد آن را مزاج گويند . چهار كيفيت كه اركان است يكى گرم است و دوم سرد و سيم خشك و چهارم تر و . . مزاج نه است يكى معتدل و چهار مفرد و چهار مركب . هر اندامى از اندامهاى يكسان ( مانند پوست و استخوان و عصب ) را مزاجى و اعتدالى خاصه است . . » . ( ذخيره خوارزمشاهى چاپ انجمن آثار ملى ص 47 و 48 ) . مزاج هر اندامى يعنى آميزش هر اندامى از گونه ديگرى است و كيفيت هر اندامى و گرانى و سبكى و . . . سختى هريك از گونه ديگر است .
( ذخيره خوارزمشاهى )
مزوره : شوربايى كه براى مريض پزند بىگوشت .
غذاى شكم پركن كه غذائيت آن كم باشد .
مضرت : ضرر و زيان ، خلاف منفعت .
مطبوخ : جوشانده ، دارويى كه بجوشانند و عصارهء آن را به بيمار دهند .
مطول : طول داده شده ، طولانى ، دراز
معجون افسنتين : جهت درد معده و وجع الفؤاد كه از مواد سوداوي باشد بغايت نافع است . صفت آن : انيسون 5 ل ( - مثقال ) ، تخم كرفس 5 ل ، افسنتين 7 ل ، سليخه 10 ل ، جندبيدستر 2 ل ، افيون 2 ل و عسل دو وزن . ( تحفه حكيم مومن ) معجون تمرى : جهت عسر بول و قولنج نافع و بىمشقّت اسهال مىكند در هر وقت از زمستان و تابستان . صفت آن : خرماى هيرون يا تمر صيرفان دانه بيرون كرده مقشّر پنجاه درم را يك شبانهروز در خلّ خمر خيسانيده سپس بپزند به پرويزن فراخي و بعد از آن سقمونيا و سداب خشك از هريك 7 ل ( - مثقال ) ، فلفل سياه صد دانه ، زنجبيل سه ل ، به ورق ارمني 1 ل ، بادام شيرين مقشّر از هر دو پوست سي عدد را كوفته و بيخته با تمر كوفته و بيخته ممزوج نموده با سه وزن ادويه عسل كف گرفته بسرشند و قدر شربت چهار ل با آب گرم .
دفع المضار الكلية عن الأبدان الإنسانية ( دور ساختن هر گونه زيان از تن آدميان ) ( فارسى ) — صفحة 114
مساهمون: أبو علي سينا
ص١١٤