منعنع : آنچه كه نعناع يا عطر آن در آن كرده باشند .
منفعل شدن : اثر پذيرفتن
موشح گردانيدن : زينت دادن ، آراستن .
ميخوش : ترش و شيرين .
ن
نبات : گياه رستنى
نخاله : سبوس گندم .
نزله : به زكام مراجعه كنيد .
نضج يافتن : پختن ، رسيدن ، قابل خوراك شدن ، مهيا شدن براى استفاده
نفط : نفت .
نوشدارو : انوش - دارو . ( از بحر الجواهر ) . ترياق .
پادزهر . ( جهانگيرى ) ( غياث اللغات ) ( برهان قاطع ) .
معجونى است شيرين مزه مفرح قلب و مقوى معده و دوايى است كه دفع جميع آلام و جراحت - ها كند . ( غياث اللغات ) . مراد از نوشدارو دوايى است كه گوشت را بروياند ، چنانچه بعضى مرهمها همين عمل را مىكنند . ( آنندراج ) . معجونى كه قدما مىپنداشتند كه بوسيله آن زخمهاى صعب - العلاج را مىتوان معالجه كرد و مريض مشرف به موت را نجات داد . ( فرهنگ فارسى معين ) .
نوشداروى لؤلؤيى : منقول از خط استاد المتأخّرين حكيم محمد باقر قمى ( طاب ثراه ) كه بهترين نسخههاست و مكرّر تجربه شده جهت تقويت اعضاى رئيسه و ضعف معده و بدن و نقاهت و برانگيختن اشتها مفيد است .
شيوه ساخت : طباشير سفيد ، ابريشم مقرّض ، مصطكى ، زعفران ، سنبل الطّيب ، مرواريد ، كهربا و گل سرخ از هريك سه مثقال ، ياقوت ، ريوند ، اسارون ، سعد ، عود هندى ، اذخر ، صندل سفيد ، پوست ترنج ، ساذج هندى ، بسد ، يشب سبز ، تخم بادرنجبويه ، درونج ، هيل ، زرشك بىدانه ، عنبر اشهب و ورق طلا و نقره از هريك 2 مثقال ، مشك يك مثقال ، آمله نود مثقال . آمله را مهرّا پخته از پرويزن بيرون كنند و با يك وزن و نيم ادويه شكر سفيد و مثل او عسل كف نگرفته بسرشند . ( تحفه حكيم مومن )
نوشدارى هندى : كه ساده گويند جهت تقويت معده و جگر به غايت نافع است . شيوه ساخت : گل سرخ شش درهم ، سعد پنج درم ، قرنفل ، مصطكى ، سنبل و اسارون از هر يك سه درهم ، قرفه ، زرنب ، زعفران ، قاقله ، بسباسه ، هيل و جوزبوا از هر يك دو درهم ، به ازاى هر سى و شش مثقال اجزاء يك رطل آمله را در نه رطل آب بجوشانند تا ثلث بماند ، سپس از پرويزن بيرون كرده با يك رطل فانيد سنجرى به قوام آورده بسرشند و قدر شربت از يك درهم تا يك مثقال .
( تحفه حكيم مومن )
و
وافى : تمام و كافى .
وقاحت : بىشرمى ، بىحيايى ، گستاخى
وصلهء اسرب : وصله سربى ، چيزى سربى كه بر جايى بندند .
ه
هيل : نام فارسى قاقله است . كبار و صغار مىباشد و كبار او را غلاف بهقدر جوزبوا و مثلّث و سياه است و دانهء او مايل به تدوير و صغار او را غلاف سفيد و دانهها ريزهتر و با عطريت و تندى و تلخىاند و نباتش بهقدر دو زرع و برگش عريض و با خشونت و تندبو و ثمرش در سرشاخهها متفرّق مىباشد و از هند خيزد و كبار را ذكر و صغار را انثى گويند و قوّت آن تا ده سال باقى است و كبار او خوشبو و در تفريح و ساير افعال قوىتر است . در دوم گرم و خشك و مسخّن و محلّل و