تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه رساله اضحويه ( فارسي ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
و ابد را معنى آن باشد كه اگر همه عالم پر از گاورس كنند و مرغى را بفرمايند كه به هر هزار سال يك دانه گاورس برگيرد ، آن گاورس برسد « 1 » و از ابد هيچ كم نشود . پس چندين مدت عذاب - اگر روحانى بود و اگر جسمانى بود و اگر خيالى بود - چگونه توان كشيد و عمر دنيا را در جنب آن چه قدر باشد ؟ هيچ عاقلى نباشد كه اندر اين انديشه‌اى تمام كند كه نداند راه احتياط رفتن و حذر كردن از چنين خطرى عظيم واجب بود ، اگرچه با رنج بود ، و اگرچه با گمان بود ؛ كه خلق براى بازرگانى در دريا نشينند و سفرهاى دراز كنند و رنجهاى بسيار كشند - همه - به گمان مىكشند . اگر اين ، مرد را يقين نيست ، آخر گمانى ضعيف هست : پس اگر بر خويشتن شفقت برد ، به احتمال اين فراگيرد . و براى اين بود كه امير المؤمنين على ( رض ) با ملحدى مناظره مىكرد ، گفت : « اگر چنان است كه تو مىگويى ، هم تو رستى و هم ما . و اگر چنان است كه ما مىگوييم ، ما رستيم و تو افتادى و در عذاب ابدى بماندى . » و اين سخن كه امير المؤمنين على ( رض ) گفته است ، بر مقدار ضعف عقل آن ملحد گفته است نه بدان كه وى در اعتقاد خويش به شك بود ، و لكن دانست كه آنچه راه يقين است فهم آن ملحد احتمال نكند « 2 » . پس بدين بشناسى كه هر كه در دنيا جز به زاد آخرت مشغول است ، به غايت احمق است ؛ و سبب آن غفلت است و انديشه ناكردن : كه شهوات دنيا خود ايشان را چندان فرو مىنگذارد كه اندر اين انديشه كنند ؛ و گر نه ، آن كس كه به يقين مىداند و آن كس كه به گمان غالب مىداند و آن كس كه گمان ضعيف مىبرد - بر همه - واجب باشد ، به حكم عقل ، كه از آن خطر عظيم حذر كنند و راه ايمنى و احتياط گيرند . و السّلام . تمام شد سخن در معرفت آخرت .
هامش
( 1 ) . برسد ، تمام شود . ( 2 ) . تحمل نكند ، برنتابد .