در معرفت آخرت
بهشت و دوزخ كالبدى و روحانى
بدان كه حقيقت آخرت هيچ كس نشناسد تا حقيقت مرگ اول نشناسد ، و حقيقت مرگ نداند تا حقيقت زندگانى نداند ، و حقيقت زندگانى نداند تا حقيقت روح نداند ؛ و معرفت حقيقت روح ، معرفت حقيقت نفس خود است كه بعضى از آن شرح كرده آمد « 1 » .
و بدان كه از پيش گفته آمد كه آدمى مركب از دو اصل است : يكى روح و يكى كالبد ، روح چون سوار است و كالبد چون مركب . و اين روح را در آخرت به واسطهء كالبد حالتى است و بهشتى و دوزخى است . و وى را « 2 » به سبب ذات خود نيز حالتى است ، بىآنكه قالب را در آن شركتى بود . و وى را براى قالب نيز بهشتى و دوزخى است ، و سعادتى و شقاوتى است . و ما نعيم و لذت دل را كه بىواسطهء قالب باشد ، نام ، بهشت روحانى مىكنيم ، و رنج و الم و شقاوت وى را كه بىقالب بود ، آتش روحانى مىگوييم . اما بهشت و دوزخ كه « 3 » قالب در ميان باشد ، آن خود ظاهر است ؛ و حاصل آن ، انهار و اشجار و حور و قصور و مطعوم و مشروب و غير آن است ، و حاصل دوزخ آتش و مار و كژدم و زقّوم و غير آن . و صفت اين هر دو در قرآن و اخبار مشهور است ، و فهم همگنان آن را دريابد . و تفصيل آن در كتاب « ذكر الموت » از كتب احياء گفته آمد ؛ و اينجا بر اين اقتصار كنيم كه حقيقت مرگ شرح كنيم و به معنى بهشت و دوزخ روحانى اشارت كنيم ؛ كه اين هر كس نشناسد .
هامش
( 1 ) . كرده شد .
( 2 ) . روح را .
( 3 ) . هنگامى كه .