* منظور از غير مستقلات عقليّه چيست ؟
احكامى است كه حاكم على الاطلاق در آنها عقل نيست ، بلكه عقل در اينجا صغرى را با كمك شارع و خطابات او ، درست مىكند ، و لكن كبراى كلّى را خود درك مىنمايد ، يعنى با ضميمهء خطاب شارع به كلّى خود به نتيجه مىرسد . فى المثل :
1 - شارع فرموده : ذى المقدمه مثلا صلاة ، واجب است . ( صغرى )
2 - عقل مىگويد : بين وجوب ذى المقدمه با وجود مقدّمات آن ملازمه هست . ( كبرى )
پس : مقدّمات نماز هم واجباند شرعا .
* باتوجّه به مقدمهء فوق حاصل مطلب در امر دوّم چيست ؟
پاسخ به يك سؤال مقدر است كه تقديرش چنين است : آيا بنا بر مبناى متقدمين كه گفتند حجيّت استصحاب از باب حكم عقل است با مناط ظنّ به بقاء ، اين حكم عقلى از مستقلات عقليّه است و يا از غير مستقلّات ؟
و لذا شيخ مىفرمايد : اين حكم عقلى از احكام غير مستقلّات عقليّه است ، چرا كه عقل صغراى استدلال را از خطاب شرع مىگيرد ، سپس كبراى كلّى را خود مىسازد و به آن ضميمه مىكند . و مىگويد :
1 - الحكم الفلانى ( مثلا وجوب ) ثبت سابقا و لم يعلم عدمه . ( صغرى )
2 - كلما كان كذلك فهو باق عقلا . ( كبرى )
فالحكم الفلانى مظنون البقاء عقلا . ( نتيجه )
سپس : عقل از راه ملازمهء ميان حكم عقل و شرع نتيجه مىگيرد كه فلان حكم شرعا باقى است و بايد متابعت شود . مثل قياس ، استحسان و استقراء كه از احكام عقليهء ظنيه و از غير مستقلّات مىباشند . چنان كه :
1 - مفاهيم از جمله مفهوم شرط ، مفهوم وصف مفهوم غايت و . . .
2 - استلزامات مثل اينكه امر به ذى المقدمه مستلزم وجوب مقدّمات آن است .
3 - و يا امر به شىء مستلزم نهى از ضدّ است .
4 - و يا نهى از عبادت مستلزم فساد آن است . همگى از احكام عقليّه قطعيه آنهم از غير مستقلّات مىباشند .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 44
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٤٤