( استصحاب از اصول عمليّه است )
سپس شيخ ( ره ) مىفرمايد : از آنجا كه مختار ما همان قول اوّل است ، استصحاب را در رديف اصول عمليّهاى ذكر كرديم كه ( از جانب شارع مقدس ) براى موضوعاتى با وصف مشكوك الحكم بودنشان مقرر شدهاند ، و لكن ظاهر كلمات و عبارات بيشتر علماء مثل شيخ طوسى و سيدين و فاضلين و شهيدين و صاحب معالم اين است كه : استصحاب حكمى عقلى ( و از امارات ظنيه ) است ، و لذا احدى از اين حضرات به خبرى از اخبار ( همچون لا تنقض اليقين . . . ) تمسّك نمىكنند .
بله ، جناب شيخ طوسى در عدّة به خاطر كمك ( و تاييد ) قائل به حجيّت استصحاب ، روايتى را ذكر كرده است كه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نقل شده است به اينكه :
- شيطان . . .
سپس جناب شيخ انصارى مىفرمايد : تعجّبآور اين است كه : جناب طوسى تمسّك كرده است به اين خبر ضعيف كه اختصاص دارد به مورد خاص و تمسّك نكرده است به اخبار صحيحهاى كه عاماند و در حديث اربعمائه ، از ابواب علوم شمرده شدهاند .
و اولين كسى كه من يافتم كه او به اين اخبار تمسّك كرده است ، پدر شيخ بهائى است در مطالبى كه در عقد طهماسبى از او حكايت شده است و صاحب ذخيره و شارح دروس از او تبعيّت كردهاند و سپس در ميان علمائى كه متاخر از اين حضرات است شايع شده است .
بله ، چهبسا از عبارات جناب حلّى در سرائر ، اعتماد او به اين اخبار نيز روشن مىشود ، آنجا كه از استصحاب نجاست آبى كه متغيّر است پس از زائل شدن تغييرش از جانب خودش به عدم نقض اليقين الا باليقين . و اين عبارت ، ظهور در اين دارد كه استصحاب از اخبار اخذ شده است .
* * *
تشريح المسائل
* مقدمة بفرمائيد ادلهء احكام شرعيّه بر چند قسماند ؟
بر دو قسماند : 1 - ادله اجتهاديه 2 - ادلهء فقاهيه و يا اصول عمليه
ادلهء اجتهاديه عبارتند از امورى كه علما و يا ظنا طريق الىالواقعاند مثل نصوص قرآنيّه ، سنّت متواتره ، ظواهر و . . .
مراد از احكام واقعيه ، آن احكامى است كه با قطع نظر از علم و يا جهل مكلّف براى ذوات