با نفس تنى كه راست باشد * چون خور كه ببابدار گريبان
بر دين خدا وشرع احمد * بر جمله ز كافر ومسلمان
چون أو بود از رسول نايب * چون أو سزد از خداى احسان
اى مأمون كرده با تو پيوند * وى ايزد بسته با تو پيمان
اين پيوندت گسسته پيوند * وان پيمانت گرفته دامان
از بهر تو شكل شير مسند * درنده شده بچنگ ودندان
آنرا كه ز پيش تخت مأمون * برهان تو خوانده بود بهستان
با درد حجود منگرش را * اقرار دو شير ساخت درمان
از معتبران أهل قبله * در معتمدان دين دّيان
كس نيست كه نيست از تو راضى * كس نيست كه هست بر تو غضان
اندر پدرت وصى احمد * بيتيست مرا بحسب امكان
تضمين كنم اندرين قصيدة * كين بيت فرو گذاشت نتوان
اى كين تو كفر ومهرت ايمان * پيدا بتو كافر از مسلمان
در دامن مهر تو زدم دست * تا كفر نگيردم گريبان
اندر ملك أمان على راست * دل در غم غربت تو بريان
موسوعة العتبات المقدسة — صفحة 180
مساهمون: جعفر الخليلي
ص١٨٠