قران نه درو واو اولوالامر * دعوى نه وبا بزرگ برهان
ايمان نه ورستگار از أو خلق * توبه نه وعذرهاى عصيان
از خاتم أنبيا درو تن * از سيّد أوصيا درو جان
آن بقعه شده به پيش فردوس * آن تربه بروضه كرده رضوان
از جمله شرطهاى توحيد * از حاصل اصلهاى ايمان
زين معنى زاد در مدينه * اين دعوى كرده در خراسان
در عهدهء موسى آل جعفر * با عصمت موسى آل عمران
مهرش سبب نجات وتوفيق * كينش مدد هلاك وخذلان
مأمون چو بنام أو درم زد * بر زر بفزودهم درم زان
حورى شد هر درم بنامش * كس را در مىزدند زينسان
از دينارى هميشه تا ده * نرخ درمى شدست ارزان
بر مهر زياد آن درمها * از حرمت نام أو چو قرآن
اينكار هر آينه نه بازيست * اين خور بچه گل كنند پنهان
زرّست بنام هر خليفه * سيمست بضرب خان وخاقان
بىنام رضا هميشه بىنام * بىشأن رضا هميشه بىشأن
موسوعة العتبات المقدسة — صفحة 179
مساهمون: جعفر الخليلي
ص١٧٩