از تو چشم آن دارند كه آنان را بيش از خداى تعالى تجليل كنى و مهر تو بر آنان افزون بر مهر تو به استان الهى باشد . پس مبادا كه در اهانت به مولاى خود از آنان پيروى كنى . چه مايه بيشرمى است كه كسى بنده ذليل را با مولاى جليل كه او را مىبيند و بر همه كارش آگاه هست برابر داند .
در حقيقت چنين كسى هلاك جاويد را به چيزى نمىشمرد .
پس به نماز برخيز .
با كمال اشتياق با رغبتى از سر عشق ، و با عشقى به كمال در نماز به خداى حىّ هستى بخش ، روى سخن داشته باش و مقام خود را كه بنده اى بس فروتن و ناچيزى از ياد مبر و از ستايش ذات پاكش كوتاهى مكن . بسى بيش از ستايش كردن شاهى مقتدر و حاجتبخش كه در حضورش باشى و به ستايشش پردازى در حال ركوع و سجود به ياد داشته باش كه در پيشگاه مقدّس او جل جلاله قرار دارى و اين خاكسارى و خضوع و خشوع كه مىكنى خدمت و طاعت به آن ذات اقدس است و موجب نزديكى به استان او جل جلاله ؛ و به ياد داشته باش كه بر تو منت دارد كه ترا توفيق طاعت و خدمت عطا فرموده است ، پس ، از حضرت او براى حال و آينده مزد و پاداش مخواه بلكه قصد تو در اين زمين بوسى و ستايش اين باشد كه او جل جلاله شايسته عبادت و طاعت است و پس از فراغت از نماز نگران آن باش كه مباد به علت كوتاهى تو در آن ، عبادت نماز تو مقبول نيفتاده باشد و تو خود مىدانى كه براى بر آوردن نياز خود با كسى كه سوداگرى مىكنى در رابطه با او نشاط و رغبت تمام دارى اما با مالك دنيا و آخرت و احسانكننده حقيقى چنان نيستى .
كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 213
مساهمون: اسد الله مبشرى
ص٢١٣