مىخواهم كه دل ترا از معرفت و هيبت و رحمت خود سرشار فرمايد و عقل و اعضاى ترا آنسان به خدمت و طاعت خود درآورد كه وقتى نشسته اى به ياد داشته باشى كه در پيشگاه مقدّس او نشسته اى و هنگامى كه ايستاده اى متذكر باشى كه نيروى قدرت تو در راه رفتن ازوست و در راه رفتن چنان به ادب باشى و به ادب كوشى كه در حضرت ملك الملوك كه هيچ موجودى از و بىنياز نيست بايد آنسان بود .
بخش 136
و آگاه باش كه اعضاى بدن تو سرمايه و بضاعتى است كه خداى جل جلاله به تو عنايت فرموده و امانتهايى است كه خداوند جلّ جلاله به دست تو سپرده است تا با آن براى خويشتن و آخرت خويش سوداگرى كنى . پس اگر آن را در كارى به مصرف برسانى كه براى آن آفريده نشده است و در طاعات و مراقبات به كار نبرى ، يا دمى در غفلت بسر آرى ، از اين شيوه زيان به نصيب ميبرى و بار و برى كه بهره تو مىشود آنست كه از سرور و مولاى خود دور افتى و در آستان او فرومايه و سبك گردى از مردم نادان يا غافل باور مكن كه مىگويند كسى قدرت به اين كار ندارد و گفته آنها را مگوى . آن گونه مردم بما نيز سخنانى از اين قبيل مىگفتند اما به خداى جل جلاله سوگند كه ما مىدانيم كه اين گروه در اين مطالب كه گفتم به غلط مىروند و خطا مىكنند و ما به حكم وجدان و خرد مىدانيم كه آن گونه مردم يا ملوك و بزرگان اين سراى ناپايدار و با دوستان و رفيقان ، بلكه با غلامان و همسايگان و با كسانى كه از آنان اميد نفع و احسان يا جلوگيرى از خطر دارند . هر يك را به قدر مقام در نشست و برخاست و
كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 183
مساهمون: اسد الله مبشرى
ص١٨٣