ذرهاى نگاه دارد ، و اوست كه در كالبد تو و در آنچه كه در وجود تست و آنچه در آن قرار دارى از آسمانها و زمين به قدرت خود به طريقى شگفتى زاى ذره را با ذره در هم آميخته نگاه داشته است و اگر دست از آميختگى آنها بكشد قالبها فرو ريزند و آسمانها از هم بشكافند و ساقط شوند و زمينها زير و رو گردند و اصوات خاموش گردند و جهانها تباه شوند ، پس ، هان اى فرزند ! هان اى فرزند ، حق نگاهداشت اجزاء وجود خود و سراپاى هستى را كه به دست حق تعالى است و حق مهر و نعمت او را و حقوق چيزهايى را كه دانايان علم نظر و اهل وارسى رازها و نهانىها به حساب آن نمىتوانند رسيد نگاهدار .
بخش 110
آنگاه اى محمد فرزندم - كه خداى جلّ جلاله ترا از ياد همه جز ياد خود بىنياز فرمايد و ولايت تدبير خود را در ضمير تو اندازد .
بدان كه او ، جل جلاله ، بر تو مهر و نرمى روا داشت كه ترا از آتش نيافريد ، چه ، ممكن بود آنچه از تكبر و استكبار بر ابليس گذشت بر تو بگذرد نيز شفقت روا داشت كه ترا از نور خلق نفرمود ، چه ، بسا كه خطر آن بيش از آن كه از آتشت مىآفريد روى مىداد امّا از خاكت آفريد كه زير پاى لگدمال مىگردد . آغاز آفرينش تو از نطفه است كه حكم به نجس بودن آن فرمود تا ترا از خطر تكبر و خود بزرگ بينى هشدار داده باشد . سپس از « علقه » كه نيز به فرمان او در دين اسلام نجس است ، سپس از « مضغه » كه عضويست از دانستن و فهميدن خالى اينك بينديش كه چگونه اعضاى بدن ترا كه بكامل بودن
كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 138
مساهمون: اسد الله مبشرى
ص١٣٨