بخش 111
آنگاه اى محمّد فرزندم ، جلال مقام و كمال انعام او را به ياد آور كه ترا شايسته دانست و فرشتگان خود را بر تو گماشت تا طاعات ترا كه شرف بجاى آوردن آن را به تو عنايت فرموده ضبط كنند و با آشكار بودن خدمت تو بدرگاه او كه مايه نزديكى تو به درگاه مقدّس اوست در حضور خاصان الهى كه در ملا اعلى مىباشند ياد ترا جميل گردانند و در حضرت مقدّس او روزى كه آفريده گان براى عرض حساب در درگاه او جل جلاله گرد مىآيند گواهان تو باشند . بدان كه در قانون شريعت مقبول او ، گواهى بنده به سود مولاى آن بنده روا نيست مگر شهادت فرشتگان او به سود تو در حضرت مقدّس ربوبيت او و براى كسانى كه آنان را نيز همچونان كه ترا شرف عنايت نعمت بخشيده باشد . پس روزى كه در آن روز به بلوغ و رشد رسيده اى حق آنان را ادا كن و چندان كه توانى در خدمت و طاعت كوشا باش و هم آنسان كه در كتاب « المهمات و التتمات » اشاره كردهام به درود گفتن به آنان آغاز كن و بهتر از ساير اوقات با آنان مصاحبت نماى و بكوش كه جز سخنان زيبا از تو نشنوند و چنان باشد كه هر وقت در مجلسى با تو فراهم آيند ترا آن گونه بينند كه در پيشگاه مولاى خود و مولاى آنان بنده وار خاكسار باشى . و به دست آنان كه اعمال خود را مىنويسانى به سرور و مولاى خود جل جلاله كه در همه كار به او نيازمندى ، چيزى منويسان جز مطلبى كه شايسته آن باشد كه در حضرت مقدّس او - جل جلاله - عرضه شود . صحيفه اعمالى از آنچه
كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 140
مساهمون: اسد الله مبشرى
ص١٤٠