تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 793

مساهمون:

ص٧٩٣
بسم اللّه الرحمن الرحيم تحميد متوالى و تسبيح متعالى خداى را كه به تيغ مرگ جباران را مقهور كرد ، و پشت اكاسره بدان مكسور گردانيد ، و دست قياصره بدان مقصور فرمود ، آن كسانى كه دلشان از ذكر مرگ هميشه نفور بود تا آن گاه كه وعدهء حق بديشان رسيد و ايشان را از تخت ملك به تختهء هلاك رسانيد ، و از روشنايى مهد به تاريكى لحد نقل كرد ، تا از ملاعبت جوارى « 1 » و غلمان در گذشتند و به مصاحبت خزندگان و كرمان مبتلا گشتند ، و نوشيدن شراب را به پوسيدن در تراب بدل كردند ، و پس از انس عشرت به وحشت و حدت افتادند ، و از مضجع « 2 » ناز و نعيم روى به مَصرَع « 3 » [ وخيم ] « 4 » نهادند . پس بنگر كه براى دفع مرگ حصني و حجابى و حرزى توانستند يافت ؟ و بنگر كه هيچ مىيابى از آن هلاك شدگان يكى را ، يا مىشنوى مرا ايشان را آواز پوشيده ؟ يا هيچ كس از ايشان از چنگال مرگ خلاص يافت ؟ پس پاكى از عيب او را كه متفرّد است به قهر و استيلا ، و متوحّد است در استحقاق بقا ، و ذليل گردانيد أصناف خلق را به فنا ، و فنا بر همه خلق نوشته است ، و اسباب هلاك در طينت ايشان سرشته . پس مرگ را مَخلَص اتقيا گردانيد ، به واسطهء آن ايشان را به شرف لقا رسانيد ، و گور را زندان اشقيا ساخته ، و براى ايشان تا روز قضا حبسى تنگ پرداخته . پس انعام متظاهر و انتقام قاهر از او صادر شود ، و شكر در آسمان و زمين او را سزد ، و حمد در دنيا و آخرت او را رسد . و درود بر محمد مصطفى كه صاحب معجزات ظاهر و آيات باهر است ، و بر اهل بيت و ياران او باد . بدان كه كسى كه مرگ مصرع او باشد ، و خاك مضجع او ، و كرم قرين او ، و منكر و نكير
هامش
( 1 ) جوارى ( ج جاريه ) ، كنيز بچگان . ( 2 ) مضجع ، خوابگاه . ( 3 ) مصرع ، جاى افكندن ، كنايه از گور . ( 4 ) نسخهء قاهره : خشيم ، نسخهء دانشگاه : وخيم ، عربى : مصرع الوبيل ( زبيدى 10 - 220 ) .