تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 570

مساهمون:

ص٥٧٠
فراهم كرد و گفت : به فرمان خداى زر شو . پس زر گشت ، و آن را سه قسم كرد و گفت : يك ثلث مرا ، و يك ثلث تو را ، و يك ثلث آن را كه گرده برد . گفت : من بردم . عيسى گفت : اين همه تو را . و از وى جدا شد . و در بيابان دو شخص بدان مرد رسيدند ، خواستند كه وى را بكشند و اين زر بستانند ، او گفت : اين زر ما را اثلاث « 121 » باشد . پس يكى را به ديه فرستادند تا طعام خرد . او انديشيد كه براى چه اين زر با ايشان قسمت كنم ، بل زهر در اين طعام اندازم و ايشان را بكشم . هم بر اين جمله كرد . و آن دوى ديگر انديشيدند كه براى چه ثلث مال وى را دهيم ، بل وى را چون باز آيد بكشيم و مال ميان خود قسمت كنيم . و چون باز آمد او را بكشتند ، پس طعام بخوردند و بمردند ، و آن مال در بيابان بماند ، و آن هر سه به سبب آن كشته شدند . پس عيسى - عليه السلام - بر ايشان گذشت و آن حال بديد ، ياران خود را گفت : دنيا اين است ، پس بترسيد از او . و در حكايت است كه ذو القرنين بر امتى گذشت كه در دستشان چيزى نبود از آن چه مردمان بدان تمتع گيرند از دنيا ، گورها كاويده بودند ، هر بامداد برفتندى و تعهد آنها را كردندى و مىپاليدندى « 122 » ، و در آن نماز گزاردندى ، و تره‌اى كه بودى بخوردندى ، چنان كه ستور خورد ، و معيشت ايشان از نبات زمين بود . ذو القرنين بر ملك ايشان رسولى فرستاد تا او را بر وى آرد ، او گفت : مرا به ذو القرنين حاجت نيست . پس ذو القرنين بر او رفت و گفت : تو را بخواندم نيامدى ، اكنون من بر تو آمده‌ام . گفت : اگر مرا به تو حاجت بودى بيامدمى . پس ذو القرنين گفت : چگونه است كه شما را بر حالى مىبينم كه در هيچ امتى نديده‌ام ؟ گفت : آن چيست ؟ گفت : هيچ چيز از دنيا نداريد ، چرا زر و سيم به دست نياريد كه بدان برخوردارى گيريد ؟ گفت : ما آن را كراهيت داريم ، زيرا كه هيچ كس از آن چيزى نيابد كه نه زيادت از آن آرزو برد . گفت : چرا گورها كاويده‌ايد و هر بامداد مىرويد و در آن نماز مىگزاريد ؟ گفت : خواسته‌ايم كه چون اميد دنيا در دل ما آيد ، ما در آن بنگريم تا ما را از آن اميد باز دارد . گفت : شما را طعامى نمىبينم مگر نبات زمين ، چرا چهارپايان جمع نكرده‌ايد كه آن را بدوشيد و بدان بر نشينيد و به انواع از آن برخوردارى گيريد ؟ گفت : كراهيت داريم كه شكمهاى خود را گورهاى ايشان سازيم ، و غرض ما از نبات زمين حاصل مىشود ، و فرزند آدم را كمتر چيزى از طعام بس كند ، و طعام چون از كام بگذرد آن
هامش
( 121 ) اثلاث ( ج ثلث ) . ( 122 ) پاليدن ، پاك كردن ، روفتن .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 570 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى