تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
قاتل است و مهلكات هايل و مخازى « 12 » فاضح « 13 » و رذايل واضح و خبايث دور گرداننده از جوار رب العالمين ، و صاحب آن را درآرنده در سلك ديو لعين ، و درهاى گشاده است سوى آتش افروختهء خداى ، كه اطلاع آن بر دلهاست ، چنان كه خويهاى نيكو درهاى گشاده است از دل به سوى نعيم جنان و جوار رحمان . پس خويهاى پليد رنجوريهاى دل و بيماريهاى نفس است ، الاّ آن است كه بيماريى است كه حيات ابد را فايت گرداند . و رنجوريى كه جز حيات تن را فايت نكند به دو چه ماند ؟ و چون طبيبان را در ضبط قانونهايى كه علاج تن‌ها را شايد عنايتى تمام است و در آن بيماريها جز فوات زندگانى فانى نيست ، پس كمال عنايت در ضبط قانونهايى كه علاج بيماريهاى دل را شايد اولى . و تعلم اين نوع از طب بر همه عاقلان واجب است ، چه هيچ دل از بيماريها خالى نباشد ، و اگر آن را مهمل گذارند تراكم پذيرد ، و علتها مترادف و متظاهر گردد . پس بنده محتاج باشد بدان كه در شناختن علتها و اسباب آن در دقايق شروع نمايد ، پس در معالجت و اصلاح آن تشمّر واجب دارد ، كه مراد از قول حق تعالى :
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها ،
« 14 » آن معالجت است ، و مراد از قول او :
وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها ،
« 15 » اهمال آن معالجت . و ما در اين كتاب به جملهء بيماريهاى دل و كيفيت معالجت آن اشارت كنيم بر سبيل اجمال ، بىتفصيل علاج در بيماريهاى مخصوص ، چه آن در كتابهاى باقى از اين « ربع » بيايد . و غرض ما در اين حال نظر كلى است در تهذيب اخلاق و تمهيد قاعدهء راه آن . و ما آن را ياد كنيم و علاج تن را مثال آن سازيم تا ادراك آن به فهمها نزديك شود . و روشن شدن آن به : بيان فضيلت خوشخويى باشد ، پس بيان حقيقت خوشخويى ، پس بيان آن كه خويهاى بد به رياضت تغيّر پذيرد ، پس بيان سببى كه خوشخويى بدان توان يافت ، پس بيان تفصيل طريق در تهذيب اخلاق و رياضت نفوس ، پس بيان علامتها كه بيماريهاى دل بدان توان شناخت ،
هامش
( 12 ) مخازى ( ج خزى ) ، خواريها ، رسواييها . ( 13 ) فاضح ، رسوا كننده ، آشكار . ( 14 ) شمس 91 - 9 . ( 15 ) شمس 91 - 10 .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 104 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى