بسم اللّه الرحمن الرحيم ربّ يسّر و تمّم بالخير حمد متوافر و ثناى متكاثر خداى را كه به تدبير خود كارها را تصريف « 1 » نمود ، و تركيب خلق را بر حد اعتدال بيافريد ، پس به نيكوترين وجهى آن را تصوير نمود ، و صورت آدمى را با تزيين و تقويم « 2 » و تحسين تقدير بنگاشت و از زيادة و نقصان در اشكال و مقادير نگاه داشت « 3 » ، و تحسين اخلاق را به اجتهاد بنده و تشمير « 4 » او [ 63 ] گذاشت و به تخويف و تحذير او را بر تهذيب آن داشت ، و بر خواص بندگان تهذيب اخلاق را به توفيق و تيسير خود آسانى داد و به آسان گردانيدن دشوار آن بر ايشان منت نهاد . و درود بر پيغامبر گزيده و دوست پسنديده [ و نبى و حبيب و صفى ] و بشير و نذير او محمد مصطفى - صلّى اللّه عليه و سلم - كه نور نبوت او از أسارير « 5 » او لايح « 6 » ، و حقيقت خوى خوش از مخايل « 7 » و تباشير « 8 » او لامع « 9 » ، و بر اهل بيت و ياران او كه روى اسلام را از تاريكى كفر بزدودند ، و مادهء « 10 » باطل « 11 » را قطع كردند ، و خود را به تقليل و تكثير آن نيالودند .
بدان كه خوى خوش صفت سيد پيغامبران است و فاضلترين اعمال صدّيقان - و بتحقيق يك نيمه از دين آن است - و ثمرهء مجاهدهء متقيان و رياضت متعبدان . و خويهاى بد زهرهاى
هامش
( 1 ) تصريف ، گرداندن .
( 2 ) تقويم ، راست كردن .
( 3 ) نگاه داشتن ، حفظ كردن .
( 4 ) تشمير ، عزيمت كارى كردن ، كوشيدن در رفتار .
( 5 ) أسارير ، خطوط پيشانى ، خوبى روى .
( 6 ) لايح ، هويدا ، درخشان .
( 7 ) مخايل ، نشانهها ، علامتها .
( 8 ) تباشير ، كنايه از سپيدى .
( 9 ) لامع ، درخشان .
( 10 ) ماده ، اصل ، ريشه .
( 11 ) باطل ، ضد حق .