واقع در حق شما منجّز مىشود و ديگر آزاد نيستيد .
* با توجّه به مقدّمهء فوق پاسخ شيخ به دوّمين دليل حضرات چيست ؟
مفاد پاسخ شيخ اينست كه :
درست است كه خصوص يكى از دو طرف شبهه را مشكوك الوجوب به حساب مىآوريم .
فى المثل : يا خصوص الجمعة مشكوك الوجوب است و يا خصوص ظهر .
لكن از شما مىپرسيم :
آيا احدهما المعين عند اللّه هم مشكوك الوجوب است ؟
خواهيد گفت : خير ، معلوم الوجوب است .
از شما مىپرسيم كه :
شارع نسبت به مشكوك الوجوب چه فرموده و نسبت به معلوم الوجوب چه مىفرمايد ؟
بايد بگوئيد :
نسبت به مشكوك الوجوب فرموده : رفع ما لا يعلمون ، لكن نسبت به معلوم الوجوب مىفرمايد لم يرفع المعلوم .
حال به شما مىگوئيم :
اگر ادلهء برائت مثل : « رفع ما لا يعلمون ، الناس فى سعة و . . . » در ما نحن فيه كه علم اجمالى وجود دارد ، جارى شوند ، مفهومشان با منطوقشان تعارض مىكند .
اگر بپرسيد چرا ؟ به شما مىگوئيم زيرا :
1 - منطوق اين ادله مىگويد : هر تكليفى را كه نمىدانى نسبت به آن مرخّصى .
2 - مفهومشان مىگويد : آن تكليفى را كه مىدانى نسبت به آن مرخّص نيستى و اين در حالى است كه :
مفهوم و منطوق لازم و ملزوماند ، و نمىشود يكى را گرفت و ديگرى را رها كرد .
پس : نتيجهء استعمال ادلهء برائت در ما نحن فيه اينست كه :
1 - منطوقشان مىگويد ، نسبت به اطراف شبهه آزادى و مىتوانى طرفين شبهه را ترك كنى يعنى : نه ظهر بخوانى و نه جمعه .
2 - مفهومشان مىگويد : چون احدهما المعيّن ، عند اللّه را مىدانى كه واجب است نسبت به آن مرخص نيستى .
در نتيجه : ادلهء برائت در علم اجمالى و موارد شبههء محصوره جارى نمىشوند چون كه
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 48
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٤٨