* چه نتيجهاى از نظريات مذكور گرفته مىشود ؟
اينكه علم اجمالى عند الكل ، علّت تامّه براى حرمت مخالفت قطعيّه با علم اجمالى نمىباشد ، و چنان كه مشاهده مىشود ، مورد اختلاف است .
يعنى جناب شيخ و تابعين ، علم اجمالى به تكليف را مقتضى حرمت مخالفت قطعيه با آن مىداند ، و حال آنكه محقق خوانسارى مىفرمايد :
اگر هم در موردى مخالفت قطعيّه با علم اجمالى حرام باشد ، تابع دليل خارجى است چنان كه حرمت مخالفت در مثل ظهر و جمعه ، به جهت وجود اجماع برآن است .
* مراد از ( و امّا الثانى : ففيه قولان ، اقواهما ، الوجوب . . . ) چيست ؟
در واقع پاسخ به دومين سؤال است كه گفته شد آيا موافقت احتماليه يعنى انجام يك طرف كافى است و يا اينكه بايد موافقت قطعيه حاصل شده و همهء اطراف را بجا آوريم ؟
و لذا مىفرمايد : در پاسخ به اين سؤال دو قول وجود دارد ، كه قول قوىتر وجوب تحصيل موافقت قطعيه است ، به عبارت ديگر :
1 - يك قول برآن است كه همانطور كه مخالفت قطعيّه حرام است ، همچنين موافقت قطعيه نيز واجب است .
2 - قول ديگر مىگويد : اگرچه مخالفت قطعيّه حرام است . ولى موافقت قطعيه واجب نيست ، بلكه موافقت احتماليّه نيز كافى است .
* نظر شيخ اعظم در رابطهء با دو قول مزبور چيست ؟
قول اوّل را كه موافقت قطعيّه با علم اجمالى را واجب مىداند اقوى مىداند .
* مراد از ( لوجود المقتضى و عدم المانع . . . ) چيست ؟
دليل شيخ بر وجوب موافقت قطعيه و يا وجوب احتياط است مبنى بر اينكه وقتى مقتضى براى احتياط موجود است و مانع از آن مفقود ، علّت تامّه بوده و سبب وجوب احتياط مىشود .
* مراد از ( لانّ وجوب الامر المردّد ثابت فى الواقع . . . ) چيست ؟
دليل بر وجود مقتضى است ، مبنى بر اينكه :
اوامر مولى از قبيل أقيموا الصلاة ( مثلا ) در عالم واقع روى ذات الصلاة بار شده چه مكلّف بدان عالم باشد و يا نه .
به عبارت ديگر : مكلّف چه اجمالا علم به امر مولى داشته باشد و چه تفصيلا ، در هر دو صورت امر از مولى صادر شده ، و خطاب متوجّه اوست .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 28
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٨