بسم اللّه الرّحمن الرّحيم حمد بيكران و شكر بى پايان خداوند جهان را كه بر بندگان گزيدهء خود نعمتى عظيم هديه فرمود ، بدانچه همتهاى ايشان را به مؤانست خود راه نمود ، و نصيب ايشان از لذت مشاهدت آلاء و عظمت خود وافر و كامل كرد ، و اسرار ايشان را به مناجات و ملاطفت خود ترويج نمود ، و در دلهاى ايشان نگريستن را به زينت دنيا و تازگى آن حقير گردانيد ، تا هر كه حجابها از مجارى انديشهء او در نوشته شد ، با غبطت روى به عزلت آورد ، و به مطالعهء سبحات جمال او در اوقات خلوات انس گرفت « 1 » ، و از جنس انس - اگر چه از أخص خواص او بودند - نفرت و وحشت پذيرفت .
و درود و تحيت برگزيدهء انبيا و بهينهء اصفيا ، محمد مصطفى ، و بر عترت و اصحاب او كه پيشوايان خلقاند و راهنمايان حق .
بدان كه مردمان را در عزلت و مخالطت ، و تفضيل يكى از آن بر ديگرى « 2 » ، با آن كه هيچيك از ايشان منفك نبود از غوايلى كه از آن منفّر باشد ، و از فايدههايى كه بر آن محرّض آيد . و بيشتر عابدان و زاهدان به اختيار عزلت و تفضيل آن بر مخالطت مايلنند ، و آن چه در فضل آميختگى « 3 » و برادرى و الفت در « كتاب آداب صحبت » ياد كردهايم نزديك است كه مناقض اختيار ايشان
هامش
( 1 ) در شرح زبيدى : ( فاستأنس ) اى سكن ( بمطالعة ) اى مشاهدة ( سبحات وجهه تعالى ) بضمتين ، اى نوره و بهائه و جلاله و عظمته ( في خلوته ) . ( 6 - 329 ) .
( 2 ) در عربى : فان للناس اختلافا كثيرا في العزلة و المخالطة و تفضيل إحداهما على الأخرى .
( 3 ) آميختگى ، آميختن ، معاشرت ، مصاحبت ، اختلاط .