متولد شود ، پس آفات كه بر آن مرتب گردد ، پس علامات كه آن را بدان توان شناخت ، پس طريق معالجت كه بدان از آن خلاص بتوان يافت ، مقرون به شواهد آيات و اخبار و آثار درج گردانم .
و در « ربع منجيات » ، جملهء خويهاى ستوده و خصلتهاى پسنديده كه مقرّبان و صدّيقان را باشد و بنده بدان در حضرت بارى - سبحانه و تعالى - درجهء قرب يابد ، و حد و حقيقت هر يك از آن ، و سببى كه جالب آن باشد ، و ثمرهاى كه از آن حاصل آيد ، و علامتى كه بدان دانسته شود ، و فضيلتى كه در وى بدان رغبت بود - مؤكد به شواهد شرع و عقل - ايراد كنم .
و در بعضى از اين معانى كتب ساختهاند ، و لكن اين كتاب از آنها به پنج معنى متميّز است :
يكى حل عقد و بيان مجملات ، و دوم ترتيب مشوّشات و نظم متفرّقات ، و سوم ايجاز مطوّلات و ضبط مقرّرات ، و چهارم حذف مكرّرات [ و اثبات محسّنات ] ، و پنجم تحقيق معانى غامض كه ادراك آن بر اكثر افهام متعذر است و در كتب مذكور نيست . چه مصنفان اگر چه بر يك منهج توارد نمودهاند و سالك يك طريق بوده ، اما مستنكر نيست كه هر يكى از سالكان بر دقيقهاى متنبّه شود كه به وى مخصوص باشد و ديگر رفيقان وى از آن غافل ، و يا از ادراك آن غافل نباشند لكن مانعى باشد ايشان را از ايراد ، و صارفى « 17 » بود از كشف آن معنى و پرده از روى آن برداشتن . و اين پنج معنى مذكور خواصّ اين كتاب است .
با آن چه « 18 » اين كتاب جامع علوم معاملت است ، مرا بر آن چه اين كتاب را بر « چهار ربع » نهادم دو باعث بود .
باعث اول [ يا ] اصلى و آن ، آن است كه اين ترتيب و تقسيم چهار قسم در تحقيق و تفهيم اين علم ، مثل ضرورى است ، زيرا كه علمى كه براى آخرت به كار شود دو قسم است : يكى علم معامله ، و دوم علم مكاشفه .
و به علم مكاشفه آن مىخواهم كه مطلوب از آن ، كشف معلوم باشد فحسب ، « 19 » و علمى بر آن مرتب نشود .
و به علم معامله آن « 20 » كه در آن با كشف معلوم ، عمل بايد بر مقتضى آن .
و مقصود [ 5 ] اين كتاب علم معامله است ، نه علم مكاشفه ، كه در آوردن علم مكاشفه در
هامش
( 17 ) صارف ، منصرف كننده .
( 18 ) با آن چه ، با آن كه .
( 19 ) فحسب ، و بس .
( 20 ) آن ، آن مىخواهم ، آن اراده مىكنم .