قطعى از طرف مايرهوف رد شد ( « على بن ربّن الطبرى ، پزشك ايرانى » « 1 » ، در :
ZDMG
، 83 / 1931 م / 43 ) . در مورد تعيين تاريخ تولد وى بايد به حدس و گمان متوسّل شويم . صديقى ، مصحّح اثر اصلى على بن ربّن در اين مورد به خبرى كه در خود كتاب آمده استناد كرده و چنين حدس زد كه ربّن ح 158 ه / 775 م ، يعنى 10 سال قبل از جلوس هارون الرشيد بر تخت ، متولد شده است ( نك :
مقدمهى چاپ فردوس الحكمة ، ص هفت ) . بعدها مايرهوف نشان داد ( همان ، ص 48 ) كه صديقى آن موضع مربوط « 2 » را سهوا به حادثهاى كه 30 سال پيش از آن روى داده بود ربط داده است . مايرهوف بر خلاف صديقى تاريخ تولد او را 193 ه / 809 م مىداند . وى به استناد برخى قرائن بر آن است كه على بن ربّن در 214 ه / 830 م نزد مازيار بن قارن در طبرستان به عنوان منشى خدمت مىكرده است .
مع هذا هيچچيز خلاف اين فرض نيست كه وى در 180 ه يا 185 ه متولد شده باشد ، زيرا تأليف اصلى خود را بايد در 50 يا 55 سالگى ( سالهاى قمرى ) تأليف كرده باشد ، چون به گفتهى خودش ، مدتها براى گردآورى مواد آن وقت لازم داشته است « 3 » . اين نيز مسلم نيست كه او در مرو زاده شده و همراه پدر به طبرستان نقل مكان كرده باشد ، يا اينكه در همان طبرستان به دنيا آمده باشد « 4 » .
نقل مكان وى به سامرا در عراق بايد پس از شكست و قتل سرورش مازيار در 227 ه / 842 م روى داده باشد . طبق يادداشتى كه مينگانا موفق به يافتن آن شد ، على بن ربّن كمى پس از اين واقعه از خليفه طلب عفو كرد و بخشوده شد « 5 » . اين خليفه ظاهرا معتصم بوده است . در دورهى خليفه بعدى ، متوكل « 6 » ( نك : 47 - 232 / 61 - 847 ) على بن ربّن مورد عنايت بسيار قرار گرفت و اسلام آورد ، و اين واقعه به احتمال بسيار در 240 ه / 855 م اتفاق افتاده ، چه در كتاب فردوس الحكمة كه آن را به حاميش اهدا كرده هنوز هيچ اثرى از اعتقاد به اسلام ديده نمىشود « 7 » . سال وفات وى نيز معلوم نيست احتمال دارد كه ح 250 ه / 864 م درگذشته باشد . خبر موجود در بعضى از مآخذ را مبنى بر اينكه رازى در شمار شاگردان وى بوده بايد چنين تعبير كرد كه سخت تحت تأثير او بوده است .
هامش
( 1 ) ." c ? Al i ibn Rabban at ? - T ? abar i , ein persischer Arzt ". ( 2 ) . « در طبرستان ، هنگامى كه با پدرم در حال خواندن دعاى شب بودم ، آتشى را ديدم كه از جنوب برخاست و به سمت شمال روى نهاد ، مانند " استوانه " اى قطور و بلند . ديرى نپاييد كه كار پادشاه آن منطقهى كوهستانى ( طبرستان ) پريشان شد ( " اضطرب أمره " ) ، وى را از كوهها و سرزمينش راندند . سپس پس از آنكه دوران هراسانگيزى را از سر گذرانده و بخشى از قلمرو خود را از دست داده بود بدانجا بازگشت » ( فردوس الحكمة ، ص 518 ؛ مايرهوف ، همان ، ص 48 - 47 ) .
( 3 ) . نك : مايرهوف ، همان ، ص 47 .
( 4 ) . نك : همان ، ص 45 .
( 5 ) .The Book of Religion and Empire، ترجمهى انگليسى كتاب على بن ربّن ، ص چهارده ؛ مايرهوف ، همان ، ص 52 .
( 6 ) . خليفهى بعدى واثق بود و بعد از او متوكّل . ( مولوى ) .
( 7 ) . مايرهوف ، همان ، ص 55 .