شيعيان از جانشينى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به دستور خداى تعالى براى خويش تعيين فرمود يعنى علىّ بن ابى طالب عليه السلام پيروى كردهاند و جز اورا واگذاشتهاند .
عبّاسى گفت : علىّ بن ابى طالب سزاوار خلافت نبود ؛ زيرا عمرش كم بود و ابابكر پيرتر بود . از طرفى علىّ بن ابى طالب بزرگان عرب را كشته و شجاعان عرب را نابود كرده بود و عربها تن به خليفه بودنش نمىدادند ؛ ولى ابوبكر اين كارها را نكرده بود .
علوى فرمود : اى پادشاه ! شنيدى عبّاسى چه گفت ؟ او مىگويد كه مردم از خدا و رسول او براى تعيين اصلح ، داناترند ؛ زيرا او كلام خدا و رسول او را در تعيين علىّ بن ابى طالب عليه السلام نپذيرفته و گفتار برخى مردم را مىپذيرد كه ابابكر را اصلح دانستهاند !
گويا خداوند داناى حكيم نمىدانسته است اصلح و افضل چه كسى است تا برخى مردم نادان بيايند و اصلح را انتخاب كنند ؟ !
مگر خداى تعالى نفرموده است :
« وَما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَلا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ ، وَمَنْ يَعْصِاللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا بَعيداً » . « 1 »
هيچ مرد و زن مؤمنى وقتى كه خدا و رسولش در موردشان حكمى كردند ، ديگر حقّ انتخاب ندارد ؛ و هر
هامش
( 1 ) . سورهء احزاب ، آيهء 36 .