وزير گفت : آرى ، تاريخ نويسان چنين گفتهاند .
شاه پرسيد : پس چرا ما اين سه تن را محترم مىشماريم ؟ !
وزير گفت : به پيروى از پيشينيان صالح خود .
علوى به پادشاه فرمود : اى پادشاه ! به وزير بفرما كه آيا حق لازمتر است يا پيروى از پيشينيان ؟ آيا تقليد از پيشينيان اگر بر ضدّ حق باشد مشمول اين آيه نيست :
« إنّا وَجَدْنَا آبائَنا عَلى امَّةٍ وَإِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ » .
ما پدرانمان را بر مذهبى يافتيم و ما نيز به همان اقتدا مىكنيم !
شاه خطاب به علوى گفت : اگر اين سه تن خليفهء رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نيستند ، پس چه كسى خليفهء اوست ؟
علوى پاسخ داد : خليفهء رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم تنها حضرت علىّ بن ابى طالب عليه السلام است .
شاه گفت : به چه دليل ؟
علوى فرمود : زيرا رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم او را به عنوان خليفه و جانشين پس از خود تعيين كرد و در موارد بسيار زيادى به خلافت آن حضرت تصريح فرمود ؛ از جمله آن كه مردم را در منطقهاى بين مكّه و مدينه كه به آن « غدير خمّ » مىگفتند جمع كرد و دست على را
مؤتمر علماء بغداد (حقيقتى كه آن را همه مى پذيرند) (فارسى) — صفحة 19
مساهمون: مقاتل ابن عطية
ص١٩