مورد نياز عمومى بود ، و علت اينكه تنها دو صنعت ياد كرده قسمت عمدهء كارهاى آن سرزمين را تشكيل ميدهد اين است كه آنان بسبب باديهنشينى بصنايع مزبور آشنا بودهاند ، ولى در مشرق صنايع از روزگار فرمانروائى ملتهاى باستان آن سرزمين رسوخ يافته است مانند ايرانيان و نبطيان و قبطيان و بنى اسرائيل و يونانيان و روميان كه در طى قرون متمادى سلطنت داشتهاند ، و از اين رو چنان كه ياد كرديم عادات و احوال تمدن و شهرنشينى و از آن جمله صنايع در ميان آنان رسوخ يافته است و هنوز هم آثار آنها محو نشده است . و اما يمن و بحرين و عمان و جزيره [ 1 ] هر چند در تصرف عرب بوده است ، ولى فرمانروائى نواحى مزبور هزاران سال در ميان ملتهاى بسيارى از آن بلاد دست بدست شده است و اقوام مزبور شهرها و بلاد آن نواحى را بنيان نهاده و به آخرين مرحلهء تمدن و تجمل خواهى رسيدهاند مانند عاد و ثمود و عمالقه و پس از ايشان حمير و تبابعه و اذواء [ 2 ] . و بنابر اين مدت پادشاهى و تمدن در آن ناحيه به طول انجاميده و آئين ( صبغت ) آن استوار شده و صنايع آن توسعه يافته و ريشه دوانيده است و بدين سبب چنان كه ياد كرديم كهنگى دولت در آنها تأثير نبخشيده و آنها را فرسوده نساخته است ، چنان كه تا هم اكنون صنايع آن با رونق و نوين است و بدان سرزمين ( يمن ) [ 3 ] اختصاص دارد مانند صنعت پارچههاى زربفت ( وشى ) و برد عصب [ 4 ] و ديگر جامههاى زيبائى كه از پارچههاى نخى و ابريشمى در آن شهر مىبافتهاند .
و خدا وارث زمين و كسانى است كه برآنند [ 5 ] .
هامش
[ 1 - ) ] منظور « جزيرة العرب » است .
[ 2 - ) ] گروهى از ملوك يمن كه نام آنان به « ذو » شروع مىشود مانند ذو الاذعار و ذو القرنين و غيره .
[ 3 - ) ] در « ينى » و چاپهاى مصر و بيروت بجاى يمن در ( پ ) وطن است .
[ 4 - ) ] برد ( بضم ب ) جامهء خط دار و عصب ( بفتح ع ) نوعى برد يمنى بوده كه نخست نخ آن را رنگ ميكرده و سپس آن را مىبافتهاند و عصب بقول بعضى رنگى بوده است كه گياه آن فقط در يمن ميروئيده است ( اقرب الموارد ) .
[ 5 - ) ] اشاره به : نَحْنُ نَرِثُ الْأَرْضَ وَ من عَلَيْها 19 : 40 . سورهء مريم ، آيهء 41 و در چاپهاى مصر و بيروت اضافه شده است : « و او بهترين وارثان است » .
اشاره به : وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوارِثِينَ 21 : 89 . سورهء انبياء آيهء 89 . و در « ينى » نيز آخر فصل مانند ( پ ) است .