مكتوب آقاى عبد الحميد مولوى براقم اين سطور راجع بمرقد شاه سنجان « راجع بمقبرهء شاه محمود معروف بشاه سنجان توضيحات واطّلاعات ذيل را معروض ميدارد :
در خراسان دو جا بنام سنگان مشهور است اوّل قريهء سنگان كه در نزديكى قصبهء رود حاكمنشين خواف واقع است ، دوم در تربت حيدريّه بلوكى است باسم سنگان كه مركز آن بلوك نيز سنگان ناميده ميشود ودهات بلوك سنگان تربت حيدريه وصل بدهات خواف است وباحتمال قوى قبل از واقعهء مغول وقتي كه خواف آبادتر از حالا بوده تربت حيدريّه ومحال آن جزو خواف محسوب ميشده « 1 » وهردو سنگان در يك بلوك واقع بوده وبشهادت اسناد ووقفنامههائى كه در آستان قدس رضوى مضبوط ودر حدود چهار قرن پيش تنظيم شده محل وقوع محمّدآباد وو احمدآباد موقوفات آستان قدس در بلوك سنگان خواف تعيين گرديده در صورتيكه اكنون بلوك سنگان را قسمتى از دهات تربت حيدريّه مىشمارند وقبر شاه محمود
هامش
( 1 ) - اين حدس آقاى مولوى يعنى اينكه تربت حيدريه در سابق جزو خواف محسوب ميشده بغايت صائب وبكلى قطعي ويقيني است ، صاحب مجمل فصيح خوافى كه خودش أهل خواف ودر نتيجة از وضعيت قرى وقصبات آن نواحي بهتر از هركس ديگر مطلع بوده در حوادث سنهء 593 از كتاب مزبور گويد : « سنة ثلاث وتسعين وخمسمائة ، وفات شيخ الإسلام قطب الأنام ركن الدين محمود سلطان سنجان كه گويند بعضي أقطاب أو را خواجهء سنجان وشيخ سنجان وشاه سنجان وسلطان سنجان خواندهاند وأستاذ مردان نيز معاصر أو بوده در سنجان زاوهء خواف في هذه السنة أو قريبا من هذه السنة ، سلطان سنجان را رباعي بسيار است » ، وچنانكه ملاحظه ميشود فصيح خوافى وفات شاه سنجان را در سنجان زاوهء خواف قيد كرده نه در سنجان خواف مطلق مثل ساير تذكرهها براي اينكه معلوم كند كه مقصودش سنگان تربت حيدريه است نه سنگان نزديك قصبهء خواف چه از خارج معلوم است كه تربت حيدريه را سابق زاوه ميناميدهاند وپس از آنكه شيخ قطب الدين حيدر از مشاهير عرفاء أواخر قرن ششم وأوائل هفتم متوفى در سنهء 618 در آنجا مدفون شد بمرور زمان آن شهر باسم تربت حيدريه مشهور گرديد ، ومعذلك فصيح خوافى زاوه را بخواف اضافه كرده وگفته « در سنجان زاوهء خواف » كه صريح است كه زاوه ومحال آن در آن عصر جزو خواف محسوب مىشده است ، - ويكى از دلائل قطعي كه تربت حيدريهء كنونى همان زاوهء متقدمين است اين عبارت ابن بطوطة است در سفرنامهء خود ج 1 ص 252 از طبع مصر : « ثمّ سافرنا منها [ اى من مدينة سرخس ] إلى مدينة زاوه وهي مدينة الشيخ الصالح قطب الدّين حيدر واليه تنسب طائفة الحيدرية من الفقراء وهم الذين يجعلون حلق الحديد في أيديهم وأعناقهم وآذانهم ويجعلونها أيضا في . . . حتى لا يتأتى لهم النكاح » ، -