خنشليل
ابو الحسن احمد ، و خنشليل لقبش بود ، و با من دوستى داشت ، و چندين مرتبه به من گفت كه بكيميا دست يافته ، ولى من اثرى از آن در وى نديده و هميشه او را فقير و كم روزى يافتهام ، وى پيرمرد با سماجتى بود ، و اين كتابها از اوست : كتاب شرح نكت الرموز .
كتاب الشمس . كتاب القمر . كتاب مسعف الفقراء . كتاب الاعمال على رأس الكور .
محمد بن اسحاق گويد : كتابهائى كه در اين زمينه تأليف شده ، خيلى بيشتر و بالاتر از آنست كه به شماره درآيد ، زيرا مؤلفانش آنها را بكيمياگران بسته و نسبت دادهاند ، ولى مصريان در اين رشته تصنيفات و دانشمندانى داشتهاند چون ريشهء اين سخن از آنجا بوده ، و اين علم از آنجا سرچشمه گرفته و برابى معروف ، كه خانههاى حكمت و ماريه است از شهرهاى مصر بشمار مىرود . و بقولى اساسا سخن در كيميا از فارسيان باستانى بوده ، و بقولى يونانيان و بقولى هنديان ، و بقولى چينيان ، اولين سخنگو در اين امر بودهاند . و خداوند ، از همه داناتر است .
مقاله دهم در اينجا پايان يافت ، و با پايانش اين كتاب بپايان رسيد و لله الحمد و المنة و الحول و القوة ، و صلى الله على سيدنا و نبينا محمد و على آله و سلم تسليما ما نيز همان نيايش و دعا را در دل و زبان داريم كه خداوند توفيق خدمات بفرهنگ وطن عزيز را بما عنايت فرموده و در مدت هفت سال آنقدر بما روان و روزى بخشيد تا اين ترجمه بپايان رسيد از دست و زبانى چه برآيد * كز عهدهء شكرش بدر آيد