و سعد ، و پسر برادر وهب ، و فقه عراقيان را ، از ابو مقاتل در رى آموخت . و استادان بزرگوارى را در مصر ، و شام ، و عراق ، و كوفه ، و بصره ، و رى ، ديده ، و در تمام علوم ، علم قرآن ، و نحو ، و شعر ، و لغت و فقه ، متفنن بوده ، و محفوظات بسيارى داشت .
ابو اسحاق بن محمد بن اسحاق به من گفت : شخص موثقى برايم نقل كرد : ابو جعفر طبرى را در مصر ديده بود كه به روى شعر طرماح ، يا حطيئه را - ابن تريد از من است - مىخواندند . و من به خط او كتابهاى زيادى در لغت ، و نحو ، و شعر ، و قبائل ديدهام . در فقه مذهب و رويه مخصوص به خود داشت . و كتابهائى در آن تأليف كرد ، و از آن جمله : كتاب اللطيف است كه مشتمل بر چندين كتاب ، بپيكرهء كتابهاى فقهاء در مبسوط بود و شمارهء آن . . .
كتاب البسيط فى الفقه ، كه باتمام نرسانده ، و از آن كتابها اينها در دست مردم است :
كتاب الشروط الكبير . كتاب المحاضر و السجلات . كتاب الوصايا . كتاب ادب القاضى .
كتاب الطهارة . كتاب الصلاة . كتاب الزكاة . كتاب اللطيف فى الفقه - مشتمل بر . . . كتاب التاريخ - كه قطعان « 1 » بر آن فزوده شده . و آخرين املائى كه در آن دارد ، تا سال سيصد و دو بوده ، و به همين جا قطع شده است .
گروهى اين كتاب را مختصر نموده ، و مستندات آن را حذف كردهاند ، از جمله ، مرديست معروف بمحمد بن سليمان هاشمى ، و يك نويسنده ديگرى كه به . . . معروف مىباشد . و از مردم موصل ، ابو الحسن « 2 » شمشاطى معلم ، و مردى كه معروف بسليل بن احمد است . و گروه ديگر از همانجائى كه مانده ، تا اين زمان ما چيزهائى بر آن افزودهاند كه قابل استناد نيست ، زيرا كسانى نيستند كه از دولتيان مطلع ، و يا از دانشمندان باشند .
كتاب التفسير - بهتر از آن تأليف نشده ، و گروهى آن را مختصر نمودهاند ، مانند ابو بكر بن اخشيد و ديگران . كتاب القراءات . كتاب الخفيف فى الفقه . نازكست . كتاب المسترشد ، كتاب تهذيب الآثار - بپايان نرساند ، و آنچه از آن بدست آمده و من ياد دارم . . .
كتاب اختلاف الفقهاء - و از اين كتاب هم آنچه بدست آمده . . .
هامش
( 1 ) قطعان قبيلهاى از قبايل عرب است ( منتهى الارب ) .
( 2 ) ف ( ابو الحسين ) .