هزار و پانصد ورق و به خط خود نوشته و با تصوير و مشتمل بر حكم و آداب است ) « 1 » . كتاب ادب « 2 » السلطان ( بيش از هزار ورق ) « 3 » كتاب البراعة .
ابن بازيار
ابو على احمد بن نصر بن حسين بازيار ، نديم سيف الدوله ، و جدش نصر بن حسين ، بسامراء كوچ كرده و بمعتضد پيوست ، و او را چنان خدمت كرد كه دلش را بدست آورده بود ، وى اصلا خراسانى و كارش تربيت مرغان شكارى بود ، و معتضد يك نوع از مرغان شكارى خود را بدست او داد . ابو على در حياة سيف الدوله در سال سيصد و پنجاه و دو در حلب وفات يافت .
و اين كتابها از اوست : كتاب تهذيب البلاغة . كتاب اللسان .
ابن زنجى ( كاتب )
و او ابو عبد اللّه محمد بن اسماعيل بن زنجى كاتب است ، و در خوشخطى مورد ستايش بود .
از كتابهاى اوست : كتاب رسائله . كتاب الكتاب و الصناعة .
مرزبانى
ابو عبيد اللّه « 4 » محمد بن عمران بن موسى بن سعيد بن عبد اللّه ، نژادش خراسانى ، و آخرين نفرى از اخباريان صاحب تصنيف است كه ما ديدهايم ، راويهايست صادق اللهجه ، و معرفت بسيارى بروايات دارد و مسموعاتش زياد است . و تا اين زمان كه سال سيصد و هفتاد و هفت مىباشد حيات دارد ، و ما از خداوند بقاء و تندرستى او را درخواست داريم « 5 » و وفاتش در سال سيصد و هشتاد و چهار بوده ، و اين كتابها از اوست :
كتاب المونق - در اخبار شاعران مشهور دورهء جاهليت كه چنين شروع شده :
امرؤ القيس و طبقهء او ( و بشرح اخبارشان پرداخته ) . و مخضر ميان « 6 » و اسلاميانى كه دنبال
هامش
( 1 ) جب در حاشيه دارد ( به خط ديگريست ) .
( 2 ) ف ( صحبة ) .
( 3 ) جب در حاشيه دارد ( به خط ديگرى ) .
( 4 ) ف ( ابو عبد اللّه ) .
( 5 ) جب در حاشيه دارد ( از اينجا تا پايان شرح حال مرزبانى به خط مصنف نيست ) .
( 6 ) مخصرمى كسى است كه نيمى از عمرش در جاهليت و نيم ديگر در سلام گذشته باشد ( اقرب الموارد ) .