ابو عرار گفت :
بيوت ترى اثقالها « 1 » فوق اهلها * و مجمع زور لا يكلم زائره « 2 »
ابو اسحاق
ابراهيم بن محمد بن حارث بن اسماء بن خارجه فزارى . با آنكه با فضل و حبرى « 3 » بود مع ذلك در گفتار غلط فراوان داشت ، و در مصيصه « 4 » سال يكصد و هشتاد و هشت از دنيا رفت ، و اين كتابها از اوست : كتاب السير فى الاخبار و الاحداث - و ابو عمرو معاوية بن عمرو ازدى « 5 » اين كتاب را از وى روايت كرده و اين ابو عمرو در سال دويست و پانزده در بغداد وفات يافت ( كتاب السير و الجهاد . و او مرد موثق و حجتى بود ) « 6 » .
اخبار ابن اسحاق مؤلف كتاب السير
ابو عبيد اللّه محمد بن اسحاق بن بشار « 7 » ، رفتارش ناپسند و مورد سرزنش همگان بود .
گويند بامير مدينه خبر رسيد كه محمد با زنان مغازله كند . امير او را احضار كرد ، و دستور داد موى سرش را كه رونقى داشت كم كنند « 8 » و چند ضربهء تازيانه به او زده و او را از نشستن در پائين مسجد منع كرد . وى را صورت زيبائى بود از قول فاطمه دختر منذر ، زن هشام بن عروه چيزها روايت مىكرد ، اين خبر كه بهشام رسيد ناخوش گرديده و گفت چه وقت او نزد فاطمه رفته كه چيزى از وى شنيده باشد .
و گويند اشخاصى شعرهائى مىگفتند و براى او آورده و از او مىخواستند كه در كتاب - السير خود بگنجاند ازاينجهت اشعارى در كتابش ديده شد كه نزد راويان شعر مفتضح بود .
و در نسب نيز اشتباهاتى در كتاب خود كرده است . نسبت بيهود و نصارى خوشبين ، و در نوشتههاى خود آنها را اهل علم پيشينيان خوانده است . و صاحبان حديث وى را ضعيف و بدنام مىدانند .
ابن اسحاق در سال صد و پنجاه وفات يافت و اين كتابها از اوست : كتاب الخلفا -
هامش
( 1 ) ف ( اقفالها ) .
( 2 ) براى معانى اين اشعار بصفحهء 78 رجوع شود .
( 3 ) ف ( حرا ) و حبر بر عالم . يا عالم صالح اطلاق مىشود ( اقرب الموارد ) .
( 4 ) مصيصه شهريست در آناطولى كه سابقا ( مسيس ) نام داشته و عرب آن را به اين نام خواند ( قاموس الاعلام تركى ) .
( 5 ) ف ( الرومى ) .
( 6 ) در ( جب ) اين جمله بخطط بسيار بدى نوشته شده و پيداست كه بعد اضافه شده است .
( 7 ) ف ( يسار ) .
( 8 ) ف ( فوقف ) جب ( فرقق ) .