خداوند - جلّ جلاله - را نشناسد ؛ بنا بر اين ، دعا همواره بر شناخت امور زير مشتمل است :
الف و ب - شناخت ذات و صفات خداوندى كه به درگاه او دعا مىشود .
ج - شناخت پيامبرى صلّى اللَّه عليه و آله كه مردم را به سوى او دعوت مىنمايد .
د - واگذارى امور خود به خدا و درخواست و طلب از پيشگاه او .
ه - ادب نيازمندى به خدا .
و - دلبستگى و تعلّق خاطر به اعتماد بر خدا .
ز - معجزهها و كراماتى كه در نزد هر كس كه دعاهايش مستجاب شده و حوايجش برآورده شده و ناراحتيهاى شديدش بر طرف شده ، تحقّق يافته است .
و اينها همگى فايدهها و مواهبى هستند كه فضيلت آنها افزون و جايگاهش دو چندان و بيش از ديگر امور همسان آن است ، و براى هر كس كه به معناى آنها پى برد ، به روشنى بر امور ديگر ترجيح دارد .
ممكن است كسى اشكال كند و بگويد : گاهى غير عارفين به خدا نيز دعا مىكنند .
جواب اين سخن آن است كه حتّى دشمن خداوند - جلّ جلاله - يعنى ابليس نيز با دعا كردن و درخواست از خداوند بهرهمند شد ، آنجا كه گفت : مرا از مهلت دادهشدگان قرار ده ، و خداوند - جلّ جلاله - درخواست او را اجابت نمود و فرمود :
فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ إِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ
. « 1 » - براستى كه تا روز مشخّص و معلوم ، از مهلت دادهشدگان هستى .
ليكن امكان ندارد همان گونه كه ابليس به خاطر درخواست و دعا كردنش بهرهمند شد ، كسى دشمن خداوند - جلّ جلاله - باشد و در حال عداوت و دشمنى ، به خاطر خواندن قرآن شريف ثواب داده شده ، و به ثمرهء آن نايل گردد .
2 - از ديگر مرجّحات عقلى دعا بر تلاوت قرآن اين است كه : كسى كه
هامش
( 1 ) حجر ( 15 ) : 37 - 38 ؛ و ص ( 38 ) : 80 - 81 .