- خدايا ، بوى بهشت را بر من حرام منما ، و مرا از كسانى قرار ده كه بو ، نسيم ، بوى خوش و عطر بهشت را مىبويند .
سپس صورت خويش را شست و فرمود :
« اللّهمّ ، بيّض وجهى يوم تسودّ فيه الوجوه ، [ و لا تسوّد وجهى يوم تبيضّ فيه الوجوه ] . »
- خداوندا ، روزى كه چهرهها در آن سياه مىگردد ، روى مرا سپيد گردان ، [ و در روزى كه رويها سفيد مىگردد ، مرا رو سياه مفرما ] .
آنگاه دست راست خويش را شست و فرمود :
« اللّهمّ ، أعطنى كتابى بيمينى ، و الخلد في الجنان بيسارى ، و حاسبنى حسابا يسيرا . »
- خدايا ، نامهء عملم را به دست راستم بده ، و جاودانگى در بهشتت را به دست چپم ، و به صورت آسان از من حساب كشى فرما .
سپس دست چپ خود را شستشو داد و فرمود :
« اللّهمّ ، لا تعطنى كتابى به شمالى [ و لا من وراء ظهرى ] ، و لا تجعلها مغلولة إلى عنقى ، و أعوذ بك من مقطّعات النّيران . »
- خداوندا ، نامهء عملم را به دست چپ [ و از پشت سرم ] به من مده ، و آن را بسته بر گردنم قرار مده ، و به تو پناه مىبرم از جامههاى بريده و مهيّا شده از آتش .
سپس سر خود را مسح نمود و فرمود :
« اللّهمّ ، غشّنى برحمتك و بركاتك و عفوك [ و عافيتك من البلوى . ] . »
- خدايا ، مرا غرق در رحمت و بركات و عفو و گذشت [ و ايمن از بلاى ] خود بگردان .
پس از آن پاهاى خويش را مسح نمود و فرمود :
« اللّهمّ ، ثبّتنى على الصّراط [ المستقيم ] يوم تزلّ فيه الأقدام ، و اجعل سعيى فيما يرضيك عنّى . »
« 1 » - خداوندا ، در روزى كه قدمها مىلغزند مرا بر صراط [ مستقيم ] ثابت و استوار گردان ، و سعى و كوششم را در چيزى قرار ده كه موجب خرسندى تو از من گردد .
سپس حضرت سرشان را بلند كرد و به محمّد نگاه نمود و فرمود : اى محمّد ،
هامش
( 1 ) در برخى از نسخههاى كتاب به جاى « ثبّتنى » لفظ « ثبّت قدمىّ » آمده است .