مراد از ( و كذلك لو تداعيا عينا فى موضع ، يحكم بتنصيفها . . . ) چيست ؟
مورد و مثال ديگرى است از جانب مستشكل مبنى بر اينكه :
اگر دو نفر بر سر عينى ، مثلا منزلى اختلاف كنند و هريك مدّعى مالكيت كلّ منزل باشند ، لكن هيچيك ذو اليد نباشند و هر دو خارج از منزل و در جاى ديگرى زندگى مىكنند ، در حالى كه هر دو به اقامهء بيّنه مىپردازند .
حال در اين فرض ، حاكم حكم مىكند به اينكه اين منزل بايد نصف شود و هر نصف به يكى از اين دو مدّعى داده شود .
اين در حالى است كه حاكم يقين دارد كه كلّ اين منزل از آن يكى از اين دو نفر است .
- با اين وجود به علم اجمالى خود اعتناء نمىكند .
به عبارت ديگر به مخالفت عمليّه با علم اجمالى خود دست مىزند ، جناب شيخ چه پاسخ مىدهيد ؟
مراد از ( و ذكروا ( ايضا ) فى باب الصلح : انّه لو كان لاحد . . . ) چيست ؟
مورد و مثال ديگرى است از جانب مستشكل مبنى بر اينكه :
فقهاء در باب صلح فرمودهاند كه اگر شما كه داراى يك درهم و دوستان داراى دو درهم ، نزد شخص امينى رفته و اين دراهم را پيش او به امانت بسپاريد پس از مدتى بدون اينكه آن فرد امين كوتاهى در امانتداريش بكند ، يكى از اين سه درهم تلف شود و شما و دوستان به حاكم مراجعه كنيد ، حاكم حكم يكى از دو درهم باقيمانده به صاحب دو درهم داده شود و يك درهم ديگر را ميان آن دو تقسيم مىكند و به هريك نصف درهم مىدهد .
اين حاكم در اينجا مىداند كه اين يك درهم يا از آن صاحب يك درهم است و يا از آن صاحب دو درهم ، معذلك با اين علم اجمالى خودش مخالفت كرده و اين تقسيم را انجام مىدهد .
پاسخ شيخ به موارد مذكور چيست ؟
اين است كه حكم به تنصيف :
1 - يا يك حكم تعبّدى بوده و از باب صلح قهرى است كه منصوص است .
- و هر حكم تعبدى در باب مربوط به خودش كاربرد دارد و قابل سرايت به ابواب ديگر .
2 - و يا بر مبناى ايجاد شركت است ، بدين معنا كه به مجرّد اختلاط درهمها ميان دو مالك ، شركت به وجود مىآيد و طبق قانون شركت است كه اين تقسيم صورت مىپذيرد .
مراد از ( و كذا لو اختلف المتبايعان فى المبيع او الثمن و حكم . . . ) چيست ؟
مورد و مثال ديگرى است در اثبات جواز مخالفت قطعيه با علم اجمالى مبنى بر اينكه :
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 50
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٥٠