به شما مىگوئيم : اوّلا معصيت دو جور است :
1 - يك وقت عاصى معصيت مىكند ، لكن متوجه نيست كه معصيت مىكند پس از ارتكاب به معصيت مىفهمد كه معصيت كرده .
2 - يك وقت هم معصيت مىكند و لكن حين المعصية متوجه است و مىداند كه در حال معصيت است . و لذا مىگوئيم :
- اذن در معصيت مع العلم بها عند ارتكاب بها قبيح است .
- اذن در معصيت مع عدم العلم بها عند ارتكاب بها قبيح نيست .
ثانيا : در ما نحن فيه كه علم اجمالى و انائين مشتبهين است :
اگر اين آدم هر دو اناء را دفعة واحدة و در يك مجلس شرب كند اين مىشود ارتكاب به معصيت با علم به آن حين الارتكاب ، كه اذن مولى در اينجا قبيح است . و اگر اين دو اناء را تدريجا مرتكب شود ، يعنى :
يكى را امروز بخورد و آن ديگرى را فردا . اين مىشود ارتكاب به معصيت . لكن مع عدم العلم بها حين العمل . بنابراين : امروز كه ظرف اوّل را شرب مىنمايد ، يقين ندارد كه مشغول شرب خمر و معصيت است ، بلكه شاك است .
امّا فردا كه ظرف ديگر را شرب مىنمايد ، حين العمل يقين به معصيت ندارد .
لكن ، بعد العمل و شرب هر دو ظرف براى او يقين حاصل مىشود كه مرتكب معصيت شده يا امروز و يا ديروز . حال به شما مىگوئيم كه : اذن مولى در چنين موردى قبيح نيست و الّا در نظائر اين مورد ، اذن نمىداد و حال آنكه شواهدى وجود دارد كه در آنجا اذن به ارتكاب معصيت امّا تدريجا داده شده است .
اگر بپرسيد چه شواهدى بر وجود چنين اذنى داريد ؟
موارد ذيل را مطرح مىكنيم :
1 - در صورتى كه شبهه محصوره باشد ، علم اجمالى بلااثر شده و ارتكاب همهء اطراف شبهه جايز مىشود ، اگرچه پس از ارتكاب به همهء اطراف مىفهمد كه مرتكب حرام شده است .
2 - در شبهات غير محصوره اگرچه تعدادى از اطراف شبهه را مرتكب نشده و لكن اگر مقدارى از آن را مرتكب شود كه عادة فرد يقين مىكند كه مرتكب حرام شده ، باز تجويز شده است .
3 - و يا در خبرين متعارضين مكلّف مخيّر است بين يكى از آن دو خبر به نوع تخيير استمرارى و بلاشك اگر در واقعهء اوّلى به اين خبر و در واقعهء بعدى به آن يكى خبر عمل كند ، براى او يقين حاصل مىشود كه مرتكب معصيتى شده است و لكن چون حين العمل به اين معصيت علم ندارد ، بلااشكال است .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 31
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣١