اگر كسى بگويد : پس چطور مىشود كه بنده ضعيف را مكلف نموده كه با عقل لطيف او را بشناسد درحالىكه عقل نمىتواند به او احاطه پيدا كند ؟
در جواب بايد گفت : انسانها به اندازه توان خود مكلف هستند . يعنى بايد به اندازهاى كوشش و تلاش نمايند تا به او يقين پيدا كنند و امر و نهى او را بشنوند و فرمانبردارى نمايند ، شناخت احاطهاى براى اينها واجب نشده ، همانطور كه حاكم براى زيردستانش واجب نمىكند كه بدانند او قدبلند يا قدكوتاه است سفيد يا گندمگون است . بلكه او اقرار به دستورات خود را از مردم مىخواهد .
آيا نمىبينى كه اگر كسى نزد حاكمى برود و بگويد : خودت را به من نشان بده ، تا تو را بشناسم ، و گرنه از دستوراتت اطلاعات نمىكنم .
مستحق عذاب حاكم مىشود . همچنين كسى كه فقط زمانى به پروردگار اعتراف مىكند كه بر او احاطه يابد ، چنين شخصى خودش را در معرض خشم خداوند قرار داده است .
اگر كسى بگويد : آيا او را وصف نمىكنيم كه : او عزيز ، حكيم ، جواد و كريم است ؟
جواب داده مىشود : اين صفات ، براى اقرار به اوست و نه براى احاطه بر او . ما مىدانيم كه خداوند حكيم است ، اما عمق آن را نمىيابيم ، قدير و جواد و ديگر صفات نيز همينطور هستند . همانطور كه آسمان را مىبينيم ، ولى به اصل و عمق آن پى نمىبريم ، دريا را مىبينيم ، ولى به پايان آن علم نداريم ؛ بلكه او بىپايان است و برتر از تمام مثالهايى است كه مىآوريم و تمام مثالها در برابر وصف او ناقص و كوتاه است ، ولى با عقل مىتوان به شناخت او رسيد .
طب جامع امام صادق ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 288
مساهمون: لطيف راشدى
ص٢٨٨