ماهيان
« اى مفضل ! در مورد آفرينش ماهى و شكل آن تأمّل و تفكر كن . ببين كه ماهى ، دست و پا ندارد ، چون احتياجى به آنها ندارد و راه نمىرود .
همچنين براى او آب شش آفريده شده ، چون در آب ، تنفس مىكند .
در عوض دست و پا ، بالههايى محكم و قوى به ماهى داده شده كه همانطور كه قايقران پارو مىزند و جلو مىرود ، آنها نيز بالههاى خود را حركت مىدهند و جلو مىروند . همچنين بدنش با پولكهايى سفت و محكم و درهم فرورفته ، پوشيده شده ، همچون درهم فرورفتگى بندهاى زره ، كه او را از آفات نگاه دارد .
ماهى ، چشمانى ضعيف دارد و آب ، مانع ديدنش مىشود ، در عوض حس بويايى دقيقى به او داده شده كه از فاصلهاى دور ، بوى غذا را مىشنود و به دنبال آن مىرود . اگر ماهى اين قدرت را نداشت ، چگونه مىتوانست غذا به دست آورد ؟
سوراخهايى بين دهان و گوش ماهى قرار دارد كه باعث اتصال دهان و گوش مىشود . ماهى آب را با دهان مىگيرد و از سوراخهاى گوش بيرون مىريزد ، تا همچون حيوانات ديگر از نسيم و هوا استفاده كند و راحت باشد . »
حكمت زياد بودن نسل ماهىها
« اى مفضل ! پيرامون زيادى نسل ماهى بينديش . درون شكم ماهى آنقدر تخم است كه نمىتوان شمرد ، براى اينكه ماهىخوران كه كم هم نيستند ، از آنها استفاده كنند . حتى برخى از حيوانات وحشى كه در خشكى و جنگل زندگى مىكنند ، ماهى شكار مىكنند و مىخورند .
پس هنگامى كه حيوانات وحشى خشكى ، ماهى مىخورند و پرندگان نيز ماهى مىخورند و انسانها نيز ماهى مىخورند و ماهيان نيز ماهى مىخورند ، تدبير الهى چنين است كه تعداد ماهى زياد باشد . »