لطيف مىبينى و هنگامى كه به نتيجهء آن نگاه مىكنى ، آن را در ميان مردم ، بزرگ و نيكو مىيابى ، ولى هنگامى كه به فاعل اين كار ، يعنى زنبور عسل نگاه مىكنى ، آن را جاهل و نادان ، حتى جاهل به كارهاى خود مىبينى .
اين دليل روشنى است كه در اين آفرينش و عمل ، درستى و حكمت به كار رفته و در غريزهء زنبور عسل قرار گرفته است و خداوند ، آن را براى مصلحت انسان در نظر گرفته است . »
ملخ
« اى مفضل ! ملخ را ببين كه گاهى اوقات ، چقدر قوى و گاهى اوقات چقدر ضعيف است . هنگامى كه به آفرينش و ظاهر آن مىنگرى ، ناتوانترين حشره است ، ولى اگر لشگرهاى آنها به سرزمينهايى حمله برند ، هيچكس نمىتواند آنها را از آنجا دور كند .
مگر نمىبينى كه اگر يكى از حاكمان ، لشگريان پياده و سوارهء خود را جمع كند كه ملخها را از بين ببرند يا دور كنند ، نمىتوانند ؟
آيا اين دليلى بر قدرت خداوند متعال نيست كه ضعيفترين مخلوقش را به سوى قوىترين مخلوقش مىفرستد ، ولى انسان نمىتواند آنها را دفع كند ؟
به اين ملخها نگاه كن كه همچون سيلى بر روى زمين در حركتند و بيابان و كوه و شهر و روستا را مىپوشانند ، بهطورى كه جلوى نور خورشيد را مىگيرند .
اى مفضل ! به اين مطلب فكر كن كه اگر كسى جز خداوند مىخواست ، چنين لشگرى را جمع كند ، چند سال طول مىكشيد ؟
اين دليل بر قدرت خداوند است كه چيزى نمىتواند به آن برسد . »